فصل اوّل تفسير نعمت وگسترهء فراگير وشمول آن
ملّا صدرا در تفسير خود فرمايد : أصل نعمت عبارت از حالتي است كه انسان از آن التذاذ يافته واطلاق بچيزى ميگردد كه نرمشى از آن در آدمي پديدار شود ودر مجمع البيان طبرسى بمعنى مبالغه وزيادت آمده ، چنانكه گويند : « دقّقت الدّواء فأنعمت دقّه » وامّا آنچه در عرب از معنى كلمهء نعمت فهميده ميشود عبارتست از هرگونه خير ولذّت وسعادت ، وبلكه هر امر مطلوب ومؤثّرى را نيز ميتوان نعمت دانست ، والبتّه اين معنى ، متداول در بين مردم بوده ونسبى وإضافي ميباشد ؛ زيرا بسيارى از نعمتهايى كه براي شخصي راحت وخوشبختى ميباشد ؛ براي ديگرى ألم وبدبختى درشمار مىآيد ؛ وامّا نعمت حقيقي عبارت از سعادت اخروى بوده وأصل آن معرفت بخدا وملكوت آنست ولذا داراى صورت وروح وسرّى است ؛ كه صورت آنرا اسلام واذعان بحقّانيّت دين اللّه وقرآن دانستهاند ، وروح آن ايمان واحسان بوده ، وسرّ يا باطن نعمت نيز توحيد وايقان است ؛ ودر مقام تفسير وشرح اين سه معنى بايد گفت : أصل نعمت كه همان معرفت بخدا وملكوت اوست واز حيث صورت ، عين اسلام ميباشد ؛ عبارت از اينستكه : حكم اسلام بظاهر دنيا وايمان بباطن آن يا نشئه آخرت است واحسان يعنى حكم بوجود برزخي وپيامبر أكرم بدان اشاره فرموده وگويد : « الإحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه » كه در استحضار برزخي ، مشهود بوده وسرّ توحيد وعيناليقين اختصاص به آخرت دارد ؛ وگاهى نيز اسم نعمت بغير از سه مورد مزبور هم صادق است ؛ زيرا بهروجه بنعمت حقيقي كشيده ميگردد وما بطور كلّى اسبابى معيّن ولذّاتى را كه بنعمت