ميباشد كه در اين مقولة مورد حاجت نيست ؛ اگرچه طبق نظريّهء شيخ شهيد ، افاضهء وجودي مستقيم وبدون واسطهء علل بر هر ممكن ومعلول نيز لازم وواجب است ؛ وبهروجه ، تحقّق امكاني ممكنات ، از طريق حدوث دهري ميباشد كه تحقيق كامل در آنرا در تأليفات ديگر خود ، مانند « حكمتنامه » و « لطائف حكمت وعرفان ، در روابط خدا وانسان » آوردهام وخواننده را بمراجعهء بدان دو تأليف راهنمايى وتوصيه ميكنم . بارى ، صادر اوّل از مبدء وجود ، يعنى حضرت حقتعالى ، چيزى جز وجود منبسط وعقل اوّل وجوهرهء وجودي كلّ مخلوقات كه همان حقّ مخلوقبه ميباشد ، نخواهد بود واين صادر نخست را عين حقيقت محمّديّة البيضاء وروح أعظم ناميدهاند كه در عين صادر اوّل بودن ، مصدر دوّم نسبت بنفس كلّى بوده واين نفس نيز بوساطت عقل اوّل از ذات واجبالوجود صادر گرديده است وبقول مولانا جلال الدّين بلخى : « عقل اوّل راند بر عقل دوم » ودر نتيجة كلّ عوالم امر وخلق از همين وجود منبسط كه حقيقت محمّدية البيضاء ميباشد ، سرچشمه گرفته است وزلال اين سرچشمه نيز بنوبهء خود عين افاضهء وجودي وسايهء بلندپايهء حضرت حقتعالى است ؛ كه در كريمهء قرآني در جملهء :
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
بنظر ميرسد . پس عقل اوّل وصادر نخست يا حقيقت محمّدى ، در عالم طبيعت وفعل وانفعال ونظام كلّ ، بسبب كمال فوق تصوّر خود از مبدء وجود ، معلّم ومربّى توانمند وكامل وحافظي فيضبخش بوده كه در فعليّت وجودي واعطاء كمال ومواهب ولوازم آن ، پس از حضرت حقتعالى كه مبدء ومصدر حقّانى ووجوبي است ، از جميع مراتب ودرجات هستى أعلى وبهترين مرتبه بوده ودر مقام برد اليقين از سمت ورتبهء فكان قاب قوسين أو أدنى بهرهور ميباشد ، وبهمين ملاحظه ، وجود أو از حيث مصدر بودن در تكوين ومظهريّت افعالى وصفاتى وذاتي حضرت باريتعالى ، از كلّ موجودات أمرى وخلقي ، وحتّى از ملائك مهيّمين كه شيفتهء ذات حضرت حقّ بوده وآنچنان مستغرق در اللّه ميباشند كه از جميع مخلوقات وحتّى از نفوس خود نيز بىخبرند ، برتر ومقرّبتر بخدا بوده وچنين مقام وموقعيّتى ايجاب عصمت ؛ آنهم با كمال مراتب ودرجات ذاتي وصفاتى وافعالى آنرا داشته وبهيچوجه سهو وخطا وعدم الصّوابى در أو متصوّر نيست ؛ وآنانكه قائل بسهو النّبى ويا اسهاء آنحضرت ميباشند ؛ بمعناى صادر نخست ومخلوق بيواسطه بودن حقيقت محمّديّه توجّه والتفات نداشته واز عمق معارف حقّه وژرفاى علوم عقلي بىبهره ويا كمنصيب