تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
در يوم المعاد دارد اينستكه انسان كمالات علمي وعقلي وعرفانى وشهودي خود را با فوت وارتحال ، با خود به آخرت ميبرد ، وآنچنانكه جسم مادّى در همين عالم طبيعي نيز محلّ معارف علمي وفلسفي وعرفانى وعلوم عقلي نبوده واين كمالات در نفس مجتمع گرديده وبلكه عين وحقيقت نفس آدمي خواهند شد ؛ پس از مرگ نيز همين معارف در نفس عائد در يوم الدّين عينا موجود بوده وبا توجّه بدينكه نفس با روح باقي مانده وبتعبير ديگر روحانيّة البقاء گرديده است ؛ نفس وروح متّحدا در قيامت حاضر بوده وبهمانگونه كه در اين دنياي مادّى وطبيعي در اجزاء عنصرى بدن جايى نداشت ، ومحلّ آن نفس بود ، در يوم الحضور هم با جسم متناسب با ذات تجريدى خود حاضر خواهد بود ؛ وچون هر حقيقت علمي وعقلي از حيث ذات خود مجرّد است ولزوما بايد محلّ آنهم مجرّد محض باشد ومادّهء جسماني از اين خصيصه وتناسب محروم ميباشد ؛ بنابراين ، طبق قاعدهء حكمي وعقلي : « كلّ مجرّد عاقل وكلّ عاقل مجرّد » فرآورده‌هاى علمي وعقلي وعرفانى وكمالات حاصله بسبب عبادات وطاعات وخيرات ، هيچگونه ربط ونسبت وسنخيّتى با جسم عنصرى ندارد ، تا پس از مرگ وتجزيهء جسم وتفرّق آنها ، در قيامت نيز در همين بدن مادّى فرآهم وحاضر بوده وانسان با چنين جسمي كه موصوف بمادّيت است عود كرده وحضوري عند اللّه داشته باشد ؛ زيرا بدن أو در همين دنياي طبيعي هم صلاحيّت محلّ بودن براي معارف وعلوم عقلي ومجرّدات ديگرى مانند شهود ومعرفة اللّه وكمالات حاصلهء عبادي ونتايج طاعات وخيرات را نداشت ؛ تا جسم عنصرى واخروى أو نيز واجد آن بوده وبا چنين جسمي در آخرت عود كند ودر محضر الهى حضور يابد ؛ ودر نتيجة بايد گفت كه جسم مادّى را اعتبار وشأن وراهى به آخرت نيست تا معاد جسماني با بدن عنصرى محقّق باشد ؛ امّا نه اينكه طبيعت مادّى را در مرتبهء عنصر بودن خود از عود در قيامت محروم دانيم ؛ زيرا يوم الدّين خاصّ آدمي وانسان تنها نبوده وكلّيهء موجودات ومخلوقات از مادّهء نباتى وحيوان وغيره داراى عودي خاصّ ومتناسب وهم‌سنخ باوجود خود ميباشند ، واين امر ربطى بموضوع بحث ومعاد جسماني انسان با بدن غيرعنصرى ومادّى ندارد .