تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
أَدْنى
اصطلاح كرده‌اند ، بكوشد ودر نيل بدين مرتبهء فخيمه وتعالى از هيچ فداكارى وايثارى امتناع نكرده ويقين داشته باشد ، كه وصول أو بكمال مظهريّت براي أسماء اللّه ، موجب پيدايى وتحقّق ظاهر در مظهر شده واز حدّ توصيف وهرگونه تعريفى خارج ميگردد ؛ چنانكه ائمّهء معصومين - سلام اللّه عليهم أجمعين - مصداق بارز اين مفهوم بوده‌اند ؛ وچون شيعيان آنان نيز از فاضل طينت آن بزرگواران خلق شده‌اند ؛ بنابراين ، با تحقّق شرايط كمال وقرب بحقّ ؛ ميتوانند بمراتبى در جنب مرتبهء آن مقرّبان درگاه الهى صعود كرده وهمانند سلمان فارسي از أهل بيت پيامبر أكرم درشمار آيند ؛ وبقول حكيم عارف بابا أفضل مرقى كاشاني :
چندان برو اين ره ، كه دويى برخيزد * گر هست دويى ، ز رهروى ، برخيزد
تو أو نشوى ، ولى اگر جهد كنى * جايى برسى ، كز تو ، تويى ، برخيزد
بارى ، چون انسان همانند كلّ موجودات عالم از مبدء وجود يا ذات حقتعالى خلق شده وناگزير بايد بسوى أو برگردد ؛ ولذا در فاصلهء بين اين اياب وذهاب ، يا آمدن وبرگشتن ، طبق كريمهء :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
چون پاك آمده است ، بايد پاك برگردد ؛ ولازمهء پاك رفتن اينست كه طابق النّعل بالنّعل ، بدستور وفرمان الهى كه طبق مندرجات كتاب اللّه ، بر رسول گرامى اسلام وحى گرديده ؛ با نيّت خالص وقرب إلى اللّه عمل كند ، تا در فاصلهء اين آمد وبرگشت ، بشوائب دنيوي ونجاسات باطني وظاهري آن آلوده نشده ومصداق حقيقي
« فَرِيقاً هَدى »
واقع گردد ونه
« فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ »
وهيچگاه نفس خود را از تبعيّت أولياء الرّحمان باز نداشته وبسوى أولياء من دون اللّه ، نرود ؛ يعنى قلب أو در بين أصابع رحمان بوده وهرگز مورد وسواس شيطان وخنّاس قرار نگيرد . پس انسان بايد از دوران بلوغ جسمي وعقلي ، در تحت تربيت أنبياء اللّه وبويژه أوامر ونواهى حضرت خاتم الأنبياء واقع شود ، ودوران عصمت كودكى را متّصل بشيخوخت وكمال نفساني كرده وبحقيقت احكام أصول وفروع دين خدا عمل نمايد ، ودر نجات نفس خود از ظلمت هيولى بنور قرب الهى ، لمحه‌اى نياسايد ، تا طبق آيهء :
« وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
مستعدّ عود ببارگاه مبدء وجود گرديده وكريمهء :
اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ، ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
آنچنان در حقّ أو صادق افتد كه از بازگشتگان مقرّب الهى محسوب گردد ونه بازماندگان ودورافتادگان ؛ وچون از واحد آمده بوحدت خود گيرد واز كثرت‌نگرى گريزان باشد ؛ وبقول باباشاه عراقي :
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 807 | غلامحسين رضانژاد