بطن امّ خود كه از شكم مادر دنيوي تا مرتبهء عين ثابت اوست سعيد بوده ودر صورت شقىّ بودن نيز همچنين ؛ ودر نتيجة هيچكس جز بدانچه كه خود از خدا خواسته وصورت علمي وجود أو اقتضاء كرده است ، دست نخواهد يافت وبدين دليل صالحان ؛ براه دين خدا وهدايت رسول وائمّه وأولياء اللّه رهسپارند وبدكاران هرگز از طريق شياطين عدول نكرده وبديهي است كه با فطرت ناپاك أزلي ، اگر به اعمال خيرى هم دست يازند ، آن اعمال طبق قاعدهء عقلي : « كلّ شيئى يرجع إلى أصله » بدانها مربوط نخواهد شد ولذا أعمال نيك أو به مستحقّانى تعلّق خواهد يافت ، كه براي ورود ودخول در بهشت ؛ داراى كمي وكسرى باشند ؛ آنگاه آن اعمال خير معلّق ؛ به ارادهء حضرت حقتعالى به محلّ مناسب وهمسنخ خود تعلّق يافته وشخص مستحقّ آنرا در بهشت مىبرد ؛ وبدين لحاظ است كه اعمال خير حرامزادگان وأولاد الزّنا ، وبقول بلغاء ؛ أبناء الدّهاليز ؛ هيچگاه آنانرا از بعد الهى ودوزخ ، بقرب أو يا جنّت نميرساند ، وچون اعمال خير مزبور ، أمور وجوديند ؛ هرگز نابود نخواهند شد ؛ تا آنگاه كه انسان صالحي مستحقّ آن خيرات باشد ، ودر اينصورت أعمال مزبور به أصل وجودي خيّر تعلّق يافته وبا جبران كمىها ونقايص وكسريهاى أو ؛ خيرات مزبور بخيّر بازگشته وراه رفتن بهشت را براي أو هموار ميكند ، ونكتهء مهمّ در اين مسئله همان قاعدهء عقلي است ؛ ولذا اقامهء نماز به امامت حرامزاده وأولاد الزّنا ، جايز نبوده وبلكه چنين نمازى در صورت عالم بودن بحرامزادگى امام جماعت ، صحيح نيست . عبد الرّحمان جامى عارف نامى ، در معنى اقتضاء عين ثابت واستدعاى صورت علمي هر قابلى در حضرت فيض أقدس چنين سروده است :
چون قوابل ، نقاب بگشودند * مستعدّان ، سوآل فرمودند
طلب فعل نيك وبد ، كردند * هريكى ، فعل خود ، بخود كردند
گر در آتش روند ، ور در آب * خود طلب كردهاند ، هان درياب
امّا در مورد خيرات انجام يافته ، بدست شرارتمايگان وبداصلان وناپاكانى كه در عين ثابت ؛ آنرا به اقتضاء واستعداد خود از خدا خواستهاند ، سعدى عليه الرّحمه سروده است :
أصل بد ، نيكو نگردد ، زانكه بنيادش بد است * تربيت ، نااهل را ، چون گردكان ، بر گنبد است