كريمهء
« لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ »
وآيهء
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ »
همين ديانت اسلام است ، زيرا در آغاز آية فرمايد :
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ ، لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ »
ودر كريمهء نازله در سورهء يونس ، ديانت فخيمهء اسلام بدين حنيف ودر آيهء ديگر از همين سوره ، بدين قيّم ودر برخى از آيات ، بدين اللّه ودين خالص در كريمهء :
« أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ »
ودر سورهء شورى
« أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ »
ودر آيهء واقعه در سورهء انعام :
« قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً »
دين مورد اتّفاق نظر وقابل تبعيّت وراسترو صراط مستقيم همين اسلام است كه حضرت إبراهيم خليل نيز بحقيقت توحيد مندرج در كتاب اللّه نائل آمده وبه حنيف وقيّم وخالص وحقّ ومذهب أنبياء سلف توصيف گرديده است ؛ وبهمين دليل هركس از چنين ديني منحرف شده وبه طريقت ومذهب وأديان غير توحيدي - تا قبل از اسلام - بگرايد ، وپس از ظهور ديانت مذكور ، بدان نگرويده وبهر دين ديگرى ، اگرچه أديان آسمانى موسوى وعيسوى گرايد ، از حقيقت بدور افتاده واز آنها پذيرفته نشده وبالمآل بدين خدا وحقّ وراستين وخالص وقيّم وصادق وواجب وثابت ودائم ومقبول الهى ايمان نياورده ودر آخرت از زيانكاران محسوب است . امّا كلمهء دين بغير از معاني ياد شده ، در برخى از آيات وكرائم قرآني بمفاهيم ديگرى نيز نازل گرديده است كه با اندك تأمّل وتحقيقى ، درمىيابيم كه معنى آنها يا از لوازم معنى دين حقّ ودين قيّم ودين اللّه است ؛ ويا بالمآل برگشت بدين اسلام دارد ، ويا از احكام مهمّهء آن حكايت ميكند ، مانند كريمهء :
لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ
كه دين در كريمهء ياد شده ، بمعناى صدور حكم زنا دربارهء زن ومرد زانى استعمال شده است ؛ ودر واقع دين در اين آية بمعناى اجراء حكم اسلام در مورد مجازات زناكاران بكار رفته ودليل آن اهميّت مجازات زنا ميباشد كه از حيث تأثير در جامعهء مسلمانان ، خداوند تعالى آنرا بصورت يكى از حقايق دين نمايانده وفرموده است در دين اللّه ، بزن ومرد زانى رأفت روا مداريد ، تا حقيقت دين بسبب اجراء حكم الهى در اين خصوص برجاى وباقي بماند ؛ ونيز دين در برخى از آيات بمعناى عرف مقبول ومتبوع در جامعهء اسلامى آمده كه گاهى چنين عرفى در قبل از اسلام هم مورد قبول وتبعيّت قرار گرفته واز نظر شارع اسلام نيز همانند احكام شرايع حقّهء پيش از اسلام ، مردود شناخته نشده است ، نظير كريمهء واقعه در سورهء نور :
« كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ »
ودين بمعنى حساب