معاني مالكيّت آمده ، چنانكه گويند : « ملك نفسه عند الغضب » وملاك چيزى يعنى ضابطهء وقوام آن ؛ ودر وسط راهى راندن يا اختصاصى قرار دادن آن هم بمعنى ملكيّت وملك شناختن آمده ودر دست گرفتن چيزى بنابر قاعدهء يد ونيز ملك يمين يا تملّك أسيران جنگى وبويژه زنان ؛ ونهادن حائط وديوار بر زمين وباغ براي جلوگيرى از مالكيّت وتصرّف غير بكار ميرود ؛ وقرائت
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
منسوب بعبد اللّه بن عبّاس بوده وبدين معنى ، هيچ ملكي نيست كه مالك اصلى وحقيقي آن خداى نباشد ؛ ليكن مالكيّت املاك دنيوي از باب مجاز بغير خدا تعلّق دارد ؛ در صورتيكه مالكيّت يوم الدّين مجازى نبوده وحقيقي است ؛ پس مالكيّت آن اختصاص بحضرت حقّ داشته وكريمهء :
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ »
يعنى اين روز كه قيامت كبرى ميباشد از چه كسى بوده ومالك آن كيست ؟ ، پس از هيچ موجودى ندايى بر نميشود ؛ بجز خود خدا كه ميگويد :
« لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
واين نداى الهى ، نداى كلّ أسماء وصفات ومخلوقات خلقي وامرى بوده ، وبا توجّه بدينكه در كريمهء مزبور
« الْمُلْكُ »
آمده ونه « الملك » پس مالك بر وزن فاعل ، صاحب آنست ونه ملك يا سلطان داراى سياست وسلطنت وشاهى ، ولذا در پاسخ كريمهء مزبور بايد گفت : « مالكه اللّه تعالى » ونه ملكه اللّه . بنابراين ، مالك يوم البعث والجزاء ، كسى جز خداوند متعال نبوده وبهمين دليل كسانيكه كريمهء مزبور را مالك خواندهاند ، بوجوهى استدلال كرده وگفتهاند : در مالك نسبت به ملك الفي اضافه وجود دارد كه طبق قاعدهء : « كثرة المباني تدلّ على كثرة المعاني » معنى آن بيش از ملك ميباشد ؛ ديگر اينكه پادشاهان بسيارى در قيامت محشور ميگردند ؛ ليكن مالك حقيقي بجز خدا نيست ؛ وسه ديگر اينكه مالك گاهى ملك است وگاه ديگر نيست ؛ وملك نيز چنين بوده ، ولى مالكيّت بهروجه سبب اطلاق در تصرّف بوده ، وبهروجه أولى از ملك ميباشد ؛ زيرا ملك يا شاه بدون اجازهء مالك نميتواند در ملك أو اقامهء نماز كند ويا تصرّفاتى ديگر بنمايد ، وچهارم اينكه ملك ، شاه رعيّت است ومالك دارندهء عبد يا برده وكنيز وحال برده پستتر از رعيّت بوده ودر اينصورت مالك بايد بر عبيد خود تسلّط بيشترى نسبت بشاه داشته باشد ولازمهء اين سلطه ، قهر است كه در شاه لزومى ندارد .
پنجم اينكه رعيّت بميل خود ميتواند از تحت سلطهء شاه خارج گردد وبمملكتى ديگر كوچ ودر آن أقامت كند ؛ وحال اينكه عبيد وبرده نسبت بمالك خود نميتواند چنين كند ؛ وداراى اختياري نيست ؛ زيرا برده ، مملوك است ومالك ، صاحب أو بوده وقهرا