ذات وجمعيّت أسمائي سميع وبصير بوده وبلحاظ همين سميع وبصير وعليم بودن ؛ متكلّم ومريد وحىّ است وباعتبار همين سه اسم أخير هم ، حكيم وشهيد وعزيز وغنىّ وولىّ ومجيد بوده وبالآخرة با هر اسمى از أسماء اللّه ، زبانى خاصّ آن اسم وزبانى هم باظهار حمد جميع أسماء ديگر دارد كه بوجهي بحمد خاصّ خود وبوجهي ديگر باظهار حمد ساير أسماء مىپردازد ، ودليل اين امر هم اشتراك جميع أسماء در ذات حقتعالى بنحو سرايت وعموم يا عدم اختصاص ذات حقّ بيكى از آنهاست ؛ واينگونه از حمد فقط از ذات حقّ وبذات خود وبراي ذات خويش بوده ، واز محامد موجود أمرى وخلقي مستثنى وجدا ميباشد ؛ زيرا زبان هر موجودى اعمّ از مرسل ومقيّد ومجرّد ومادّى ؛ خاصّ وجود آن در مرتبه ومقامي مخصوص بذات آن موجود است ؛ ولذا هر موجود ومخلوقى از روح أعظم وعقل اوّل تا فرودترين مرتبهء آنكه هيولاى أولى ميباشد ، داراى زبانى در حمد وتسبيح خداست كه مختصّ مرتبهء قرب وبعد وضعف وشدّت ونقص وكمال نسبى آن بوده ونميتواند با زبان مرتبهء برتر وقويتر حامد وشاكر حضرت حقتعالى باشد ؛ بجز أسماء اللّه كه باعتبار ذات محضه وصرفهء أزلي وأبدى خداوند متعال ، وعدم اختصاص ذات بيكى از آنان ، با جميع زبانهاى هر اسمى - اضافه بر زبان ويژهء خود - بحمد وتسبيح حضرت حقّ پرداخته ووجود آنان ، عين حمد وتسبيح بوده وحمد وحامد ومحمود در أسماء مزبور بوحدتى حقّه متّحدند ؛ بدانگونه كه گويى اختلاف آنها اعتبار مفهومي است ونه ذاتي ، وبالأخره بقول شاعرى عارف :
اى ذات تو لايق محامد * هستند ترا دو كون حامد .
حمد همه زان تست الحقّ * محمود تويى بحمد مطلق .
محمودى تو كش انتها نيست * وابستهء حامدى ما نيست .
[ 2 - حمد ملائكهء كرّوبى يا مهيّمين ]
2 - حمد ملائكهء كرّوبى وشيفتهء ذات يا مهيّمين كه نزديكترين مجرّدات بذات حقّ بوده وعلى الدّوام بحمد صفاتى مشتغل ميباشند وآنچنان در اظهار ثناء وحمد وتسبيح خداوند متعال پرداخته ومستغرق وسرگرمند ؛ كه گويى از هيچ موجود ومخلوقى خبر نداشته وحتّى از وجود خود نيز بىخبرند وبقول عارف وارف ميرزا محمّد رضا قمشهاى « صهبا » :
در بىخبرى اى شيخ ، من مرتبهها پيشم * تو بىخبر از غيرى ، من بىخبر از خويشم
زبان حمد اين فرشتگان ، وصف ذات حقّ در مرتبهء ظهور وتجلّى بصفات كمالى
و