تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
برخى عقيدة دارند ، اگر قصد گوينده بظاهر مقترن گردد ، نصّ محقّق است ونبايد آنرا بجهتى ديگر سوق داد ؛ ودر اينحال مراد از آن بنفس سماع وبدون تأمّل حاصل است ، مانند :
« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا »
وبعضي از أصحاب حنفيّه ظاهر را در أصول فقه ، ظاهر لفظي دانند كه بمجرّد سمع ، مراد گوينده از آن حاصل آيد وهيچ حاجتي بتفكّر ورويّتى نداشته باشد ؛ مانند آيهء :
الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ
وأبو القاسم سمرقندى گويد : ظاهر آنستكه مراد گوينده از آن واضح وآشكارا بوده ؛ ليكن احتمال فهم ايجاب از آن مانند احتمال تهديد باشد ؛ مانند نهى كه دلالت بر تحريم دارد ، اگرچه بر تنزيه نيز دلالت كند ؛ ولذا در ظاهر دلالت ظنّى كافى است ودر اينصورت نصّ از آن خارج ميگردد ؛ زيرا دلالت نصّ ، قطعي وعلمي بوده وهمينكه در ظاهر ، معنى وأضحى است كفايت در ظهور داشته ودلالت واضح نيز اعمّ از اينستكه بعلم قطعي تحصيل گردد ويا بعلم ظنّى وبنظر آمدى صاحب أصول الاحكام هيچگونه فرقى در اين نيست كه دلالت ظاهر لفظ قطعي باشد يا ظنّى ووضع آن تعيّنى باشد ، يا تعييني وشخصي باشد ، يا عرفى وحجّة الاسلام غزالى عقيدة دارد كه در ظاهر احتمال تأويل هست ، ليكن در نصّ نيست وبالأخره حكم ظاهر ونصّ وجوب عمل بدانها را مقتضى بوده وقطعي يا ظنّى الدّلاله بودن آنها تأثيرى در وجوب عمل نمىنهد ، واحتمال مجاز هم در آنها معتبر نيست ؛ زيرا مجازى بودن لفظ نيازمند بدليل خاصّى است وبگاه تعارض ايندو ؛ نصّ وظاهر أرجح بوده وبهر وجه حكم ظاهر قابل اعتقاد وعمل بدان ميباشد ؛ ودر اين خصوصيّت فرقى با نصّ ندارد . دوّم باطن - در لغت از بطن است وبطن بمعنى خفاء وامر يا چيز پوشيده از نظر بوده وبطن بمعنى شكم وبطانه چيزيست كه بين آستر ودثار مىنهند ووسط وادى را بطن آن دانند وبطن دستها نيز كف آنهاست وداخل هرچيزى را بطن آن گويند ، وسريرت آدمي باطن اوست وباطنيّه فرقه‌ايست از شيعه كه به سبعيّه واسماعيليّه مشهورند وقرامطه نيز نام ديگر آنان ميباشد ، ودر لغت ، كثير الأكل را بطنه خوانند كه به كلمهء بطين هم ناميده شده ومبطان عظيم البطن واكول را گفته‌اند . مراد از باطن برخلاف ظاهر اينستكه هرچيزى را ظاهر وباطني است ولذا بطن خلاف ظهر بوده وبجهت بالا ظاهر وبجهت پايين باطن است ، مگر در مراتب وجود كه برعكس ميباشد ؛ زيرا وجود در سير نزول ، پايين وظاهر است ودر جهت صعود ، بالا و