تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢

فصل يازدهم در كلام حضرت حقتعالى

أبو الغنائم - ملّا عبد الرزّاق كاشاني - كلمه را كه مفرد كلام است ، كنايتى از هر ماهيّتى از أعيان وحقائق وموجودات خارجي ميداند كه في الجملة هر متعيّنى را دربرگرفته ومعقولات را از ماهيّات وحقايق وأعيان مشخّص داشته ودر هر مورد با وصف واسمى آنها را از يكديگر ممتاز مىنمايد ؛ ولذا أمور معقوله از ماهيّات وحقايق واعيانرا بكلمهء معنوي وغيبى ، وأمور خارجي وعيني را با كلمهء وجودي ومجرّدات مفارقه يا أمريّات را با كلمهء تامّه از يكديگر امتياز ميدهد ؛ چنانكه « كلمة الحضرة » اشاره بقول
« كُنْ فَيَكُونُ » *
بوده وچون خداوند متعال اراده بايجاد چيزى كند ، همينكه بدان چيز بگويد باش ، خواهد بود واين كلمة الحضرة را صورت ارادهء كلّيهء حضرت حق شناسند ، وقول
« كُنْ » *
چيزى جدا از
« فَيَكُونُ » *
نيست ، مگر در صورت كلمهء لفظي ، وگرنه كن عين فيكون بوده ودر حقيقت مشيّت واراده وقول كن فيكون يك حقيقت ميباشند كه جز در مفهوم ومعنى اختلافى ديگر ندارند . برخى كلمه را عبارت از عيني از أعيان ثابته دانند كه در علم الهى بوده وداخل در تحت ايجاد است ؛ وبهمين دليل كلام را تجلّى علم حقتعالى باعتبار اظهار أو شناخته وگفته‌اند اين تجلّى چه نفس أعيان موجوده باشد ، كلام است وچه معانئى در شمار آيد كه بندگانش بفهم آن نائل آمده وبطريق وحى يا الهام ويا مكالمه بدان آگاهى مىيابند ، وكريمهء الهى در قرآن حكيم ناظر بهمين معنى بوده وفرمايد :
« وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »
وبالآخرة بايد دانستكه كلمات الهى يا وجوديند ويا قولي ؛ كلمات وجودي عبارت از