تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
امرى وخلقي در حال قول
« كُنْ فَيَكُونُ » *
وامّا ازليّت مطلقى كه خاصّ حضرت حقتعالى بوده ؛ وذات أو مستحقّ آنست ؛ آن‌گونه ازليّتى در شمار مىآيد كه هيچ وجود ممكنى را در آن حكم وعين واعتباري نبوده وأزل الآزال بديمومت وبقاء ابدى وسرمدي است .

« بحثي تحقيقى در أزل وأبد وقديم بودن حضرت حقتعالى »

أزل ، نه بوجود موصوف ميگردد ونه بعدم ؛ امّا بوجود وصف نميشود ، زيرا أزل امرى است حكمي ونه عيني ووجودي ؛ وبعدم نيز موصوف نيست ، بدين دليل كه قبل از نسبت وحكم ، عدم محض بوده وقبول نسبت وحكمي را نميكند ؛ وبهمين ملاحظه حكم أزل فراگير است ؛ پس أزل بودن حقّ عين أبد بودنش ميباشد وبرعكس ، وچنين أزل وابدى هرگز براي هيچ موجود ديگرى تحقّق نخواهد يافت ؛ تا قبلا از حضرت حقّ تعيّن علمي ويا تعيين عيني يافته باشد ؛ وحتّى اگر في المثل وجودي در عين ثابت يا وجود علمي خود ، ازليّتى داشته وحكمي از اين حيث بر آن بار شود ؛ اين عين ثابت يا ماهيّت كلّى ؛ مسبوق بوجود حقّ بوده وذات خداوند متعال اسبق بر آن عين ثابت است ، وگرنه لازم خواهد آمد كه ماهيّت كلّى يا عين ثابت مزبور قبل از وجود حقتعالى موجود باشد كه اين فرض هم مردود وممنوع عقل ونقل بوده ، وبرخلاف كريمهء :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
يعنى آيا بر انسان حينى از دهر يا تجلّئى از تجلّيات حقّ بر أو تحقّق يافته كه وجود مذكور علمي يا عيني نداشته باشد ؟ ! . بديهي است كه اين سوآل انكارى است ؛ يعنى هرگز وهيچگاه چنين نبوده ؛ پس نه معلوم ونه موجود بوده وبرحسب مشيّت وارادهء حقّ معلوم وموجود گرديده است ولذا أخذ ميثاق از ذرّيهء بني آدم بهمين مناسبت بوده ، فرمايد :
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ، قالُوا بَلى »
ومراد از ربّ بودن خداوند ، ظهور اوست در تحت سلطه وحكومت اسم ربّ كه موجد هر مربوبى است ، ولذا ايجاد أو عين جعل استعداد مربوب واقع شدن براي ربّ ميباشد ، وجملهء :
« قالُوا بَلى »
عنوان قابليّتى است كه بدان قابليّت مظهر اسم ربّ گرديد ووجود همين قبول وقابليّت فطرى دليل مربوب بودن وجودات عيني وعلمي بوده وهرگز نميتوانند به انكار آن پردازند ؛ وبهمين دليل هيچ صفتي از صفات حقّ برآدم وأبناء وأولاد أو پديدار نگرديد ، مگر اينكه نخست در عين ثابت ووجود علمي يا ماهيّت كلّى آنها ظاهر آمد وسپس در وجود عيني وخارجي آنان .