بروجه مصدر تايى مانند أزليّت بخداوند متعال اطلاق نموده وازليّت را بدين معنى همرديف مبدع نهادهاند ودر اين تسميه آنرا نعت سلبى براي نفى اوّليّت يا اوّل داشتن بكار برده ؛ واز آن معناى افتتاح وآغاز وجود را از عدم اراده نمودهاند ؛ بدين دليل كه ذات حقّ ، عين وجود ميباشد ؛ امّا أزل بودن أعيان وأرواح ومرسلات ملكوتي را اعمّ از أعلى وأسفل ، بدوام مبدع آن با توجّه بافتتاح وجود از عدم شناختهاند ؛ وبرخى از أهل تحقيق ابديّت را در ذات حقّ ، عين همان أزليّت وازليّت را نيز عين همان ابديّت حقّ دانسته وحضرت باريتعالى را بلحاظ تفرّد در بقاء وديمومت ، بانقطاع ذاتش از هردو طرف اضافه شناختهاند ، تا در دهر وداهر وديهور بودن خود ، متفرّد ماند ، ووجود أو را پيش از تعقّل اوليّت از حيث أزلي بودنش ، وبقاء ذات أو را پس از تعقّل آخريّت ، بلحاظ بقاء وظهور اسم آخر ، منظور دارند ؛ امّا در صورتيكه أزل وأبد بودن را دو صفت از حيث اضافهء زماني تعقّل كنيم ؛ با تعقّل وجوب وجود أو ، قبل از پيدايش كائنات وزمان حاصل از حركات أفلاك ، سازگار نبوده وأو را بعوارض مخلوقات خود ، محدود كردهايم ، كه عين كفر بوده وذت أو أزل الآزال بوده وتا أبد الآباد نيز خواهد بود ومصداق حقيقي : « كان اللّه ولم يكن معه شيئى » و « الآن كما كان » باقي ببقاء سرمدي ميباشد . شيخ عبد الكريم گيلانى ، أزل را عبارت از مورد حكم قرار دادن معقوليّت قبلي ذات حقتعالى دانسته ، ليكن از آن حيث كه كمال ذاتي أو مقتضى است ونه از لحاظ اينكه أو مقدّم بر حادثات زماني ميباشد ؛ وبهمين دليل أزل بودن أو موجوديّت ذاتش پيش از خلقت كائنات بوده وهرگز تاكنون وتا آنگاه كه هستيى متصوّر باشد ، تغييرى نخواهد كرد و « لم يزل أزليّا في أبد الآباد ، وأبديّا من أزل الآزال » ولى براي موجودات ومخلوقات نيز أزلي است ؛ بدين معنى كه داراى وقتي در حدوث ميباشد كه پيش از آن موجود نبوده وهر حادثى را أزلي خاصّ خود اوست كه با أزل ديگران متفاوت است ؛ وبهمين ملاحظه أزل معدن غير از أزل نبات بوده وأزل نبات بجز أزل حيوان محسوب است ؛ پس ازليّت نبات در حال وجود معدن ميباشد ؛ زيرا قبل از معدن نبوده وازليّت معدن هم در حال وجود جوهر است وأزل بودن جوهر نيز در حال وجود هيولى وهيولى هم در حال هباء وهباء نيز در حال وجود طبايع وازليّت طبايع هم در حال وجود عناصر وعناصر نيز بنوبهء خود در حال وجود عليّين ، نظير قلم أعلى وعقل اوّل وروح أعظم وأمثال اين وجودات امرى ومرسلات ميباشد ، ودر نتيجة ازليّت جميع ممكنات
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 482
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٤٨٢