تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
ادراك آدمي گفته‌اند ؛ ليكن بر وجه يقين وحتّى ظنّ متاخم بعلم يا قريب اليقين هم نيست . بارى ، تنزيه در اصطلاح عرفاء عبارتست از پاك ودور دانستن ذات حقتعالى ، از هرگونه اسم ووصف واضافه وربط وتعلق ونسبت ناسزا ، وبهمين ملاحظه تنزيه يعنى انفراد ذات قديم بأوصاف وأسماء استحقاقى أو ، ليك از نفس أو وبراي نفس أو وآنهم بطريق اصالت وتعالى ونه باعتبارات حادثهء ديگر ؛ ولذا تنزيه حقّ را عبارت از تنزيه أو از همين تنزيه دانسته‌اند ، وبعبارت ديگر حضرت حقتعالى منزّه از هرگونه تنزيهي است كه در مقابل تشبيه بكار ميرود ؛ مانند اينكه ذات أو مطلق از قيد اطلاق وتقييد است ؛ واگر تنزيه را در مقابل تشبيه بكار بريم ، حتّى از اين تنزيه نيز منزّه بوده وفوق ودور از اين نسبت ميباشد ؛ پس جملهء « تنزيهه عن تنزيهه » يعنى مطلق از قيد اطلاق بودن أو ؛ وامّا تنزيهي كه در مقابل تشبيه آيد ، مرتبهء پايين‌ترى از تشبيه است ، اگرچه پايين‌تر از اين تشبيه ؛ تنزيه از آلودگى وتلطّخ به رسوم وأوصاف ونسبتهاى امكاني است ، كه همهء آنها در صفت سلبى ممكن بودن فرآهم ميباشد ؛ بنابراين ، تنزيه دوّم بمعناى دور بودن ذات حقتعالى از نسبتهاى درخورد ممكن وعالم امكان است ؛ وتنزيه اوّل ، عبارت از تقديس اوست از همين تنزيه مقابل تشبيه . پس آنچه ما از تنزيه حقتعالى مىفهميم ، تنزيه در مقابل تشبيه است كه ذات أو از اين تنزيه هم منزّه ومبرّى بوده ، ودر حدّ انديشه وتعقّل هيچ ممكن الوجودي در نمىگنجد ، وبدين ملاحظه آنرا تنزيه ذاتي ناميده‌اند ، وتنزيه مزبور از تنزيه خلقي وامكاني مبرّى ومقدّس بوده ، ونه تنها چنين تنزيهي در مخلوقات أو ودر عالم امكان محقّق نيست ؛ بلكه در تصوّر هيچ ممكن ومخلوقى راه ندارد ؛ ليكن مراد اين نيست كه حضرت حقّ داراى صفات ونسبتهاى كمالى ممكنات نيست ؛ زيرا هرچه در مخلوق باشد ، از خالق است ومعطى شيئى ، فاقد شيئى مورد إعطاء نخواهد بود ، وبهمين دليل حضرت حقتعالى در قرآن حكيم ، خود را بصفات تشبيهى ممكنات وانسانها موصوف داشته ، فرمايد :
« أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ »
و
« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
و
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ ، وَهُوَ خادِعُهُمْ »
كه خداوند در اين آيات خود را به استهزاءكننده وممدّ در طغيان وخدعه‌گر وزارع معرّفى كرده است ؛ در حاليكه پست‌ترين نوع انسان هم ، رضا بداشتن صفات خدعه واستهزاءكننده وغيره نميدهد ، وحتّى اگر موصوف بچنين صفاتى هم باشد ، بقبول أسماء خادع ومستهزئ