فصل پنجم در تنزيه وتشبيه حقتعالى
ابن منظور افريقى در كتاب معتبر « لسان العرب » تنزيه را عبارت از دورى وبعد دانسته ، وگويد : « وأصله من البعد » وبيابان بدور از آب وعلف ، ودورى از آلودگى را نزاهت نفس دانند ، واز عايشه منقول است كه « صنع رسول اللّه شيئا ، فرخّص فيه ، فتنزّه عنه قوم ، أي تركوه وأبعدوا عنه » وعرب ، مرد عفيف را نزه الخلق گويند ونزّه الرّجل ، أي باعده عن القبيح ؛ والنّزاهة : البعد عن السّوء ، والتّنزيه : تسبيح اللّه عزّ وجلّ وإبعاده عمّا يقول المشركون . أزهرى ميگويد تنزيه خداوند تعالى ، تقديس اوست از آنچه مشركان گويند ، ودور داشتن اوست از شريك وشبيه وغيره . امّا تشبيه در همين لسان العرب ، بمعناى شبيه كردن كسى بچيزى يا چيزى بچيز ديگر ويا همانندى كسى بكسى در عضو يا اندام ويا اخلاق وبجز اينها بكار رفته وفي المثل گفتهاند : « أشبه الرّجل امّه » ويا « أشبه أباه » وهم مثل بودن يا مماثلت نيز بمعنى مشابهت آمده وتشبيه وتمثيل را در رديف هم قرار دادهاند ؛ وشبهه را با التباس يكى دانند ؛ ودر قرآن حكيم ، متشابهات در برابر محكمات آمده ؛ كه اگر معناى اجمالي آن فهميده گردد ، برگشت بمتشابهات دارد ، واگر راهى بشناخت مفهوم آن نباشد ؛ هر تفسير وتبيينى كه از معصوم بر ما رسيده ودر تفهّم آن معتبر باشد ؛ مستند است وگرنه سكوت أولى است ؛ تا آنگاه كه با ظهور قائم آل محمّد ( ص ) وبوسيلهء آنحضرت تفسير شود ودر حدّ فهم أهل علم درآيد ؛ مانند بيشتر فواتح سور ، كه از حروف مقطّعه تركيب يافته است ؛ وبا اينكه برخى از حروفيّه ونقطويّه در پيرامون حروف متّصلهء فواتح سور ؛ سخنانى در حدّ معرفت
و