تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
آينهء دل ، چون شود صافي وپاك * نقشها بيني برون از ، آب وخاك
هم ببينى نقش وهم نقّاش را * فرش دولت را و ؛ هم فرّاش را
چون خليل آمد ، خيال يار من * صورتش بُت ، معنى أو ، بُت‌شكن
ابن أبي جمهور احسايى ، در كتب المجلى ؛ موسوم به « مسلك الأفهام والنّور المنجى من الظّلام » آورده است : ماهيّات بطور كلّى ، عبارتند از وجودات علمي خاصّى كه ثابت در خارج نبوده ومنفكّ از وجود خارجي ميباشند ؛ ولى اين ماهيّات كلّى در علم حضرت حقّ ، كه عين وجود وذات اوست ثابت بوده وبتعبير ديگر اين ماهيّات يا أعيان ثابته همان وجودات متعيّن در علم حقّند ، كه در حقيقت عين ذات خداوند متعال هستند وگرنه ذات حقّ محلّ كثرات خواهد شد ؛ كه با وحدت حقّهء أو سازگار نيست ؛ ولذا ماهيّات مزبور يا أعيان ثابته وجودي در علم الهى دارند كه با همان خصائص ولوازم واستعداد خود در عالم خارج از ذات حقّ نيز موجود ميگردند ؛ كه البتّه در عالم مثال در قوس نزولى هم موجود بوده وداراى صورتي برزخي وغير مادّى هستند ؛ بدانگونه كه در وجود ذهني هم داراى همين صورتند ؛ ليكن در مرتبهء علم حقّ داراى ثبوتي خاصّ خودند ، كه سپس تحت حكومت اسم النّور ، از مراحل مثالي عبور كرده ودر صورت جسماني وذهني تحقّق مىيابند ؛ ولى صورتهاى جسماني وذهني آنها سايه‌هايى از ظهورات ظلّى در عالم عين وخارج ميباشند كه بسبب قرب وبعد آنها از ذات حقّ بوجوداتى قوى وضعيف وكامل وناقص تقسيم شده‌اند ؛ وبهمين لحاظ برخى از آنها برخوردار از صفا وبعض ديگر در كدورت بوده وصورت آنها در أذهان انسان ، سايه‌هاى صور علمي منعكس از مبادى عاليه بوده وظهور نور وجود در أعيان خارجي وذهني ، بقدر نصيب واستدعاى ماهوى آنها از حضرت حقّ ميباشد ، وبايد دانستكه أعيان ثابته از حيث امتياز از وجود مطلق ؛ راجع بعدمند ؛ در صورتيكه از لحاظ تعيّن آنها عين وجود ميباشند ؛ ومراد از عدم بودن آنها ، باعتبار خارجيّت است ؛ كه بنفس خود رايحه‌اى از وجود نبوييده‌اند ؛ ولى چون حاضر در حضرت علمند ؛ باستدعاى ذاتي وبرطبق استعداد خود ، بصورت عيني وخارجي موجود ميگردند . حكيم وعارف بزرگ ، ملّا هادي سبزوارى - عليه شآبيب رحمة الباري - در
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 409 | غلامحسين رضانژاد