شرح الأسماء ، وهم در حاشيهء خود بر كتاب كبير أسفار اربعهء « 1 » ملّا صدرا مينويسد : مراد ملّا صدرا از تعيّن وتجلّى وشؤون حقتعالى ، همان أعيان ثابته است ، ومقصود از اينكه لازمهء هر اسمى ، عيني ثابت ميباشد ؛ اينستكه مثلا لازم عين ثابت انساني ، اسم أعظم وجامع اللّه است ؛ چنانكه لازم عين ثابت فرشته ، اسم سبّوح وقدّوس بوده ولازم عين ثابت حيوان ، سميع وبصير ونظاير اينهاست ؛ والبتّه لوازم مزبور متأخّر از وجود ممكنات نبوده ، وبلكه صور علمي يا أعيان ثابته ؛ موجود بوجود ملزمات خودند كه همان ذات واجب الوجود است ؛ وفيض أقدس عبارت از ظهور ذات حقّ بكسوت أسماء وصفات ولوازم آنها يا أعيان علمي بوده كه همان رحمت صفتي است ؛ واين رحمت در اصطلاح عرفاء غير از فيض مقدّس ميباشد كه ظهور أعيان ثابته در مجالي ماهيّات امكاني در مقام فعل است وبرحمت فعلى مصطلح بوده واوّلى رحمت صفاتى ودوّمين عبارت از رحمت افعالى ميباشد .
نظريّهء صدر حكماى اسلام ، ملّا صدرا در تطبيق اسم وصفت .
صدر الدّين شيرازي ، در كتاب عظيم أسفار أربعة ودر مبحث فوق عقيدة دارد كه شهود كشفى وعرفاى شامخ با موازين عقلي حكمت وبرهان منطبق بوده وبايد بفراست ودقّتنظر بژرفاى مراد آنان نائل آمد وبا گزافگويى وتخيّل بردّ وانكار آن بزرگان مبادرت نكرد .
آنگاه در تحقيق بحث مزبور فرمايد : اسم در نزد عرفاء عبارت است از ذات الهى با اعتبار صفتي از صفات يا تجليئى از تجلّيات وى ، وأسماء ملفوظه عبارتند از أسماء الأسماء ؛ ولى حكماى اسلامى صفات حقّ را عين ذاتش ميدانند ؛ ودر عين حال آنرا منافى با غير ذات ندانسته ، ودر حقيقت اسم از وجهي عين مسمّى واز وجه ديگر غير از مسمّى ميباشد ؛ پس معنى عيني بودن صفات در باور حكماى محقّق ، عبارت است از بودن وجود حقتعالى در مرتبهء ذاتش ، با قطع نظر از انضمام معنى يا اعتبار كيفيّت يا حالتي بجز أو ؛ بطوريكه مصداقى براي حمل مفهوم صفات باشد ؛ امّا نه بدينكه در اتّصاف بچيزى يا صفتي ، نيازمند بعروض هيأتى وجودي گردد ، چنانكه در حمل ابيض بر جسم ويا معنايى سلبى چونان كورى براي انسان ويا معنى نسبى مانند فوقيّت براي
هامش
( 1 ) - جلد دوّم أسفار چاپ دار الاحياء التّراث العربىّ ، بيروت ، الطّبعة الثّانية 1981 ميلادي .