نظريّهء شيخ شهيد ، سهروردى وصدر المتألّهين ، در صفات حضرت حقّ ونسبت متغيّرات بدو
شهاب الدّين سهروردى عقيدة بر اين دارد كه صفات إضافي براي حضرت حقتعالى جايز نيست ؛ زيرا تعدّد صفات إضافي موجب اختلاف حيثيّات در أو ميگردد ؛ وذات حقتعالى بيش از يك اضافه ندارد وآن اضافهء مبدء بودن اوست براي ممكنات وهمين يك اضافه ، مصحّح إضافات ديگر ميباشد ؛ مانند رازقيّت ومصوّر بودن ذات حقّ ؛ ونيز صفات سلبى متعدّد هم برذات باريتعالى جايز نيست ؛ ولذا همهء سلبها از ذات أو بيك سلب راجعند وآن سلب امكان از اوست ؛ كه شامل جميع سلبهاى ديگر مانند جسم وعرض بودن از أو ميگردد ؛ چون سلب جماد بودن از انسان ، كه شامل سلبهاى ديگر مانند سنگ وكلوخ نبودن انسان نيز در تحت شمول جماد نبودن انسان ميباشد ؛ اگرچه در سلبها هرگز تكثّرى نيست ، ودر نتيجة هم اضافهء واجب الوجود بممكنات يكى است ؛ زيرا ذات حقتعالى مبدء كلّ هر ممكن الوجودي ميباشد ؛ وهم صفات سلبى أو نيز بيك سلب برميگردند ، وآن سلب امكان از ذات اوست .
صدر المتألّهين در كتاب مبدء ومعاد خود ميگويد : برخى از صفات باريتعالى حقيقي بوده وزائد بر ذات أو نميباشند ؛ يعنى عين ذات حقّند ؛ مانند علم وقدرت ، ومراد از حقيقي بودن اينست كه ذات حقّ منشأ ومبدء انتزاع صفات مزبور ومصداق حمل صفات حقيقي بر اوست ؛ وبعضي از صفات أو هم إضافي بوده ، ولذا زائد بر ذات حقّ ميباشند ؛ امّا إضافي وزائد بودن آنها هيچگونه خللى در وحدانيّت حضرت حقّ ايجاد نكرده ومعناى اضافه بودن اينستكه وجود غيرى براي تحقّق اضافه مانند مضاف ومضاف اليه لازم است ، نظير صفت مبدئيت وخالقيّت ورازقيّت كه صفات مزبور عين ذاتند ، ليكن غيرى براي ظهور آنها لازم است ؛ زيرا خالق ظهور در مخلوق دارد وهمچنين رازق ومبدء بودن كه بمرزوق ومخلوق وصادر شدهاى هم در خارج از ذات نباشد ، صفات ياد شده تحقّقى در اضافه بودن ندارند ؛ ولى ذات حقّ منشأ صفات مزبور است ؛ وصفات سلبى هم مانند قدّوس وفرد وأزلي بودن حقتعالى ، برگشت بسلب اتّصاف حقّ بصفات نقص داشته واينگونه صفات را جلالي نامند ، زيرا ذات تعالى صفات خداوندى اجلّ از نسبت نقص وحدوث وامكان ميباشد ونكتهء بسيار مهمّ