تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
چيزى جز همين سلب‌ها وإضافات ووجود نبوده وهيچيك از اين سه ، عين آن حقيقت مخصوص الهى نيست وبالمآل آن حقيقت براي خلق در تعقّل درنمىآيد . ديگر اينكه : هرگاه حقيقت مزبور براي خلق معلوم نبود ، اسمى هم نخواهد داشت ؛ زيرا مراد از اسم اينستكه اگر آنرا بر زبان آوريم ، مسمّاى آن در تصوّر وتعقّل درآمده ؛ ومخاطب از شنيدن آن اسم بمدلول يا مسمّايش پىبرد ؛ ولى آنگاه كه آن حقيقت مخصوص را نشناخته باشيم ؛ وضع هر اسمى بر أو ، مفيد هيچ فايدتى نخواهد بود . پس از ذكر وبيان اين مقدّمه ، بايد دانست ، آنانكه به اثبات اسم براي ذات حقتعالى ونفى صفات قائلند ؛ برخى از متفكّران وصابئىها ميباشند ، كه بوجوهى در اثبات نظريّهء خود باحتجاج پرداخته‌اند . از جمله گويند : آنگاه كه ما خدا را بصفاتى وصف مىكنيم ؛ يا اين توصيف مطابق با نفس الأمر است ويا نه . اگر مطابق نيست ، دروغ وجهل است ؛ واگر مطابقت با موصوف داشته باشد ؛ يا عين ذات اوست ويا غير از آن ؛ امّا عين ذات حقّ بودن آن وصف محال است ؛ زيرا جميع صفات مزبور أسمائي مترادفند كه دلالت بر ذات أو خواهند داشت ؛ ودر اينصورت آن صفات اسمند ونه صفات ؛ واگر صفات مزبور نفس ذات أو نباشند ؛ يا آنها بذات خود واجبند ويا ممكن ؛ وهردو قسم باطلند ؛ پس قول به اثبات صفات نيز باطل خواهد بود ؛ وفرقه‌هاى ديگرى نيز در نفى واثبات أسماء وصفات براي حضرت حقّ ، به ادّله‌اى ناصواب ومردود عقل ونقل پرداخته‌اند كه بيان آنها چيزى جز اضطراب در تفكّر وخلل در برهان آنها نيست وما از باب رعايت اختصار از آوردن آنها خوددارى كرديم .

نظريّهء متكلّمان قديم ، در صفات حقتعالى :

ايندسته از كلاميّون ، صفات خداوند تعالى را بدو گونهء سلبى وإضافي تقسيم كرده وسلبى آنرا ميدانند كه در قرآن حكيم بجلال موصوف است ؛ وإضافي آنستكه در كتاب اللّه به اكرام وصف شده ودر كريمهء الهى بلفظ ذو الجلال والإكرام آمده است ؛ ليكن كثرت صفات سلبى موجب كثرت در ذات حقّ نبوده وكثرت صفات اضافه نيز همچنان ميباشد ؛ زيرا دورترين چيز از كثرت ، همان وحدت است ودر وحدت نيز واحد نصف دو وثلث سه وربع چهار وتا بىنهايت همين واحد در هر عددي في المثل يك از صد وهزار وميليون وميليارد وغيره بوده وقادح در وحدت نميباشد ونيز صفات جلال واكرام هم هيچگونه مغايرتى با وحدت ذات حقّ نداشته ، چنانكه ميتوان گفت ذات واحد وأحد حقتعالى داراى جلال است و
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 384 | غلامحسين رضانژاد