تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
همچنين اكرام وصفات سلبى ديگر . فخر رازي از أبو حذيل علّاف وشاگردش نظّام معتزلي - إبراهيم بن سيّار بلخى از كبار معتزله وكلامىّ ولغوىّ وادبىّ وكثير الحفظ - نقل كرده است كه مذهب ايندو در ثبوتي ويا سلبى بودن صفات حقتعالى مضطرب بود وفي المثل گاهى صفت عالم وقادر را ثبوتي وعين ذات دانسته‌اند وگاه ديگر سلبى وإضافي را ؛ بدين معنى كه گفته‌اند : عالم وقادر ، يعنى فقدان جهل وضعف در خداوند ، كه از حيث عدم توجّه به نداشتن ضدّ آنها ثبوتي است وبلحاظ عدم جهل وضعف در ذات حقّ سلبى ميباشد ؛ ودر ذاتي يا إضافي بودن آنها بنظريّاتى مضطرب افادهء مرام كرده‌اند ؛ در صورتيكه از فقدان صفت جهل وضعف در ذات ، وجود ثبوتي آنها در حقّ اثبات نميگردد ؛ امّا أبو هاشم گويد ، قادر وعالم بودن ، دو صفت ميباشند كه نه موجودند ونه معدوم ونه معلومند ونه نامعلوم وبيشتر عقلاء بباطن بودن اين عقيدة ، متّفقند ؛ زيرا ميگويند : اگر ايندو صفت منسوب بذات خداوندى باشند ، ناگزير بتصديق آنها پرداخته‌ايم ودر اينصورت بناچار بايد در تصوّر درآيند ؛ واگر متصوّر نباشند ، نميتوان حكمي برآنها نموده وبذات الهى نسبت داد ؛ وچون ايندو قضايايى هستند كه داراى موضوع ومحمولند ؛ ولذا متصوّر بوده ونميتوان بدانها غير معلوم گفت ؛ بنابراين ، سخنان آن دانشمندان مضطرب بوده ونميتوان از آنها بعقيدهء معيّنى دست يافت . جمعى نيز با تحقيق در آراء ياد شده ، ايندو صفت عالم وقادر را صفاتى ثبوتي ، ليكن زائد برذات دانسته‌اند ؛ ليكن از مجموع نظريّات بالا چه باثبات وسلب وچه زائد وذاتي بودن آنها در حقّ ، ميتوان بدين عقيدة نائل آمد ؛ كه حضرت حقتعالى در ذات خود بسيط الحقيقة وواجب الوجود ، وصرف الحقيقة بوده وداراى صفاتى جلالي يا سلبى وكمالى يا ثبوتي بوده ، وچنانكه در محلّ خود گفته آمد ؛ جميع صفات أو از افعالى وجلالي وجمالى وغيره ، عين ذات أو بوده وحقيقت ذات را اگر بملاحظة صفت قدرت وحياة وعلم واراده وكلام وحىّ وقيوم وبجز اينها در اعتبار درآوريم ، در هريكى بصفتي خاصّ ملحوظ بوده واين صفت عين ذات اوست باعتبار اينكه موجب اسمى خاصّ ميباشد ودر عين حال باعتبار صفت حيات ، حىّ است وباعتبار قيّوم نيز ، موضوع قيام هستى ممكنات بدو ميباشد ودر عين حيات قيّوم است ودر عين قيموميّت حىّ ودر نفس حىّ بودن عليم ودر عين عليم بودن ، سميع وبصير است ، تا أسماء لا يتناهى أو ، كه