بحصول ايندو نحوه از علم وجود نداشته وبدانگونه كه پيامبر أكرم ( ص ) فرمود :
« شيطانى أسلم على يدي » شيطان خاصّ هريك از ائمّهء معصومين ( ع ) نيز بدست آنان مسلمان گرديده ودر اين معنى هيچگونه فرقى در ميان آن پاكان معصوم موجود نيست .
امّا در باب معرفت جميع افراد أمم وحتّى پيروان امّت مرحومه چنين نيست ؛ زيرا بهمانگونه كه بيان شد ، آدميان در ردّ وانكار ويا قبول واقرار مواطن تجلّيات حقّانى ، وديد شهودي از مجالي آن ، يا مانند أنبياء رسل وائمّه ، داراى عقول قادسه ونفوس زكيّهاند كه در اينصورت ذات حقتعالى وأسماء وصفات ومظاهر ومجالي أو را از شوائب نقص وعوارض وأمور عدمي ديگر بدور ومنزّه ميدانند ، ويا همانند غاغهء خنّاس وموسوسين في صدور النّاس ، أسير أوهام وتخيّلات وعقول جزئي ومنغمر در هواي نفس ودركات طبيعت بوده ودر عوالم تجسّم وتكثّر وحجابهاى ضخيم ولايههاى كثيف دنيوي گرفتار ومدفونند ؛ ودر اينصورت برداشت آنها از حضرت حقّ وأسماء وصفات وافعال وآثار ومجالي ومظاهر أو ، چيزى جز تشبيه وتعطيل نبوده وبطور كلّى بايد معتقد شد كه هر فردى جز از طريق وجود خاصّ خود ، بمشاهدهء حقّ وحقّ مشاهده نائل نخواهد شد ؛ واز جمال عديم المثال حضرت واجب الوجود ، در آينهء بسيار كوچك وكثيف أو ، نمودى جز به اندازهء بود ضعيف الوجودش آشكارا نخواهد گرديد ؛ با اينكه حضرت حقّ را كمترين ظنّتى در ظهور وتجلّى برحسب مراتب وجودي نميباشد وبقول سرايندهء عارف ، حافظ شيرازي :
هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنة تشريف تو ، بر بالاى كس كوتاه نيست
وبهمين ملاحظه هر قوّهاى از قواى محجوبه ؛ چيزى از خداوند تعالى وأسماء وصفاتش ، بيشتر از آنچه ذات أو اقتضاء ميكند ، نخواهد ديد ؛ ودر اين معنى فرقى بين فرشتگان معترض بخلقت آدم ومردمان عامي ونفوس هيولايى وجود ندارد ؛ زيرا حجاب آن ملائك از جهتي است وبعد عوام النّاس از حريم حقايق الهى از جهاتى ديگر بوده وبالمآل با منظور داشتن كمّ وكيف حجاب ، هريك از ايندو موجود بحاقّ نتيجهء غائى از خلقت آدم ومرتبهء آدمي كه مجمع كلّ أسماء اللّه ميباشد ، نرسيدهاند ؛ ولى فرشتگان معترض بخلقت آدم ، با خطاب حقّ ، بكريمهء :
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
بخطا ونيز بمرتبهء خود واقف شدند ؛ در صورتيكه أولاد همين آدم أبو البشر ، از حقيقت :
« وَعَلَّمَ