تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
مخلوق ومرزوق است ؛ نظير عليم وقدير وآنچه برصفات حقيقي حقّ دلالت دارد ؛ وبهمين ملاحظه ذات را باعتبار صفتي از صفات ملاحظه كنند ، تا اسمى مناسب با صفت ملحوظ پديد آيد ، ابن فورك عقيدة دارد كه هر اسمى عين مسمّاى خود است ، وبهمين ملاحظه اسم اللّه دليل بر اسمى است كه عين مسمّاى خود بوده واسم عالم وخالق نيز دلالت دارد بر ذات پروردگارى كه بعلم وآفريدن موصوف است ؛ وهمين ابن فورك مدلول اسم را مطابقي دانسته واز مسمّى چيزى را اراده كرده است كه اسم بإزاء آن وضع شده ، ولذا بطور مطلق اسم را نفس مسمّى دانند ؛ ولى برخى ديگر مدلول را اعمّ از مطابقي دانسته وگويند مسمّى آنستكه اسم بر آن اطلاق گردد ؛ امّا معتزله اسم را همان تسميه دانند وأستاذ أبو نصر بن ايّوب لفظ اسم را مشترك در بين تسميه ومسمّى دانسته ، بطوريكه بر هريك از آنها اطلاق گردد . فخر رازي بنقل از أصحاب خود گويد كه آنان اسم را عين مسمّى دانسته‌اند ومعتزله به تسميه بودن آن قائلند وقول غزالى با ايندو مغايرت داشته وگويد : نسبت وطرفين آن بطور قطع متغايرند ؛ وبالآخرة فخر رازي عقيدة دارد كه اسم ، لفظي مخصوص است ومسمّى چيزى است كه در مقابل آن وضع شده ، پس اسم گاهى غير از مسمّى است ، وگاه ديگر عين مسمّى بوده واز هر جهت در بين آنها اتّحادى برقرار است . بايد دانست اسمى كه برچيزى اطلاق ميگردد ، يا از ذات آنست ؛ بدين معنى كه مسمّى عبارت از حقيقت وذات آنچيز از حيث هىهى ميباشد ؛ ويا جزئي از شيئى مزبور ويا از وصف خارجي آن ويا از فعل صادر شده از آنچيز است ؛ آنگاه بايد ديد كه كداميك از آنچه گفته آمد در حقّ حضرت باريتعالى صادق ودرست مىنمايد . امّا انچه از وصف خارجي گرفته شده وداخل در مفهوم اسم است ، دربارهء حقتعالى جائز ميباشد ؛ خواه وصف مزبور حقيقي وخواه إضافي بوده وبايجاب وسلب موصوف گردد . مانند عليم در مثال حقيقي وايجابي وماجد در معناى إضافي وسلبى هم مانند قدّوس وأسماء مأخوذ از فعل چونان خالق ورازق ؛ امّا أسماء مأخوذ از جزء را در مورد حضرت حقّ نميتوان بكار برد ؛ زيرا وضع اسم براي مسمّى يا يك معنى ، فرع بر تعقّل معنى موردنظر بوده ووسيله‌اى براي تفهيم آن ميباشد ؛ وبهمين دليل اگر تعقّل ذات حقّ وتفهيم آن ممكن نباشد ، نهادن اسمى در برابر معناى ياد شده نيز نادرست خواهد بود . برخى گفته‌اند وضع اسم براي خداوند تعالى متوقّف بر ادراك كنه ذات أو نيست ؛ زيرا
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 232 | غلامحسين رضانژاد