بمناسبت برافراشته بودن پرچم أهل اسلام ولواى قرآن حكيم است ؛ وامّا سبع المثاني هم مورد تحقيق دقيق قرار گرفت وبرخى از نكات مورد توجّه اينست كه مثنى عبارت از بدو قسم بودن آن است كه نيمى از ربّ ونيمى از عبد ميباشد ؛ وديگر اينكه مستثنى از كتب آسمانى ديگر بوده وشامل ثناء الهى است ؛ وچون در همين فصل به تحقيق از وجوه وجهات تسميهء سورهء حمد بمعانى وكلمات ديگر پرداخته آمد ، بضرورت ايجاز از بيان آن صرفنظر مىكنيم .
در تحليل بسملة گويند : « الباء برّه بأوليائه ، والسّين سرّه مع أصفيائه ، والميم منّه على أهل ولائه » واز مرتبت ديگر گفتهاند كه : « الباء بهاء اللّه ، والسّين سناء اللّه ، والميم ملك اللّه » يعنى باء اشارتى است به بهاء أحديّت ، وسين بسناء ونور ذاتي صمديّت ، وميم نيز اشارتى است بملك الوهيّت ؛ وما طابت الدّنيا الّا باسمه وما طابت العقبى الّا بعفوه وما طابت الجنّة الّا برؤيته ، والبتّه مراد از رويت حقّ در بهشت ، بديدهء بصيرت است ، چنانكه ائمّهء شيعه عليهم السّلام جميعا برآنند .
در اهميّت بسملة همين بس كه در شأن آن گفتهاند : « 1 » « كلّ أمر ذي بال ، لم يبدأ فيه ببسم اللّه ، فهو أبتر » ودر عظمت اين آية آمده است كه :
بِسْمِ اللَّهِ
كلمة سالبة للقلوب ، دافعة للكروب ، ساترة للعيوب ، مظهرة للغيوب .
ببسم اللّه يفتتح الكتاب * وترتفع السّتائر والحجاب
بجهت همين شرافت ذاتي است كه سورهء حمد را غير از أسامي مورد بحث در اين فصل ، به أسمائي ديگر هم از قبيل « رقيه » ناميدهاند ؛ وحديث أبي سعيد خدري از رسول أكرم ( ص ) دلالت بر اين دارد كه « أنّ رسول اللّه ( ص ) قال للرّجل الّذى رقى سيّد الحّى : ما أدراك أنها رقيه ، فقال : يا رسول اللّه شيئى القى في روعى » واهميّت سورهء فاتحه را بايد در اين أمر يافت كه سورهء ياد شده ، با صرفنظر از كلمات تكرارى آن ، جمعا بيست وپنج كلمه ميباشد وحروف آن جمعا يكصد وسه حرف است ؛ امّا همين بيست وپنج كلمه متضمّن وحاوي جميع علوم قرآني بوده وتاكنون نيز هيچكس از مفسّران حكيم وعارف ومتألّه ، نتوانستهاند ، بدانگونه كه حقّ تفسير وتأويل اين سورهء مباركه ميباشد ، از عهدهء تأويل وتفسير آن برآيند ، مگر اينكه هركس بقدر همّت ووسعت
هامش
( 1 ) - جواهر التّفسير ، تأليف ملّا حسين واعظ كاشفي سبزوارى بتصحيح جواد عبّاسى ، ميراث مكتوب چاپ اوّل 1379 .