تسميهء سورهء مزبور به « سبع المثاني » بايد ملتفت بود كه « سبع » اشاره بهفت آية بودن اين سوره بالحاظ بسملة ميباشد و « مثاني » بودنش نيز ، با نظر به انزال مجدّد همين سوره در مدينه خواهد بود ؛ واگر كسى اشكال كند كه تحقّق سبع المثاني بودن سورهء فاتحه ، بوجوب دوبار خواندن آن در ركعات اوّل ودوّم است ، كه در جميع نمازهاى واجب ومستحبّى ونوافل بجز نماز ميّت بكار ميرود ؛ در پاسخ بايد گفت : باز هم بايد بفضيلت وشرف اين سوره متوجّه بود ودانستكه هر أمر مهمّ وبزرگ ، هميشه بسبب تكرار ، مورد توصيه واعتناء وامعان نظر قرار ميگيرد ؛ ودليل صحّت اين نظريّه را ميتوان به أسامي گوناگون اين سوره دانست كه هريك در معنى ، از ديگرى جدا بوده وجمعا حاكى از شرافت وفضيلت وأساس القرآن بودن آنست كه كمترين ترديد وشبههاى باقي نميگذارد .
ناصر الدّين عبد اللّه بيضاوى هم در تفسير خود موسوم به « أنوار التّنزيل » « 1 » بهمين معنى بصراحت گويد : « انّها - أي السّورة الفاتحة - نزلت بمكّة حين فرضت الصّلوة ، وبالمدينة لما حوّلت القبلة ، وقد صحّ انّها مكّية لقوله تعالى
وَلَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
، وهو مكّى بالنّص بسم اللّه الرّحمن الرّحيم من الفاتحة وعليه قرّاء مكّة وكوفة وفقهائها وابن المبارك والشّافعى » وشيخ طبرسى در « مجمع البيان » گويد : ابن عبّاس وقتادة آنرا مكّى ميدانند ، درصورتيكه مجاهد بمدنى بودن آن رفته وبرخى نيز آنرا هم مكّى وهم مدنى دانستهاند ؛ يعنى سورهء فاتحه دوبار نازل گرديده است ؛ وإسماعيل بن حمّاد جوهري در كتاب « صحاح » بتحليل لفظ وكلمهء سبع ومثاني پرداخته وگويد :
مثاني جمع مثنى بوده وبصيغهء مفعول از تثنيه وبمعناى مكرّر واعاده آمده وواحد آن مثناة است وبرخى گويند از مثنيه بر وزن مفعله واز ثنى يثنى است ، واين آيات بسبع المثاني موسوم وشناخته شده ميباشد ؛ زيرا تكرار قرائت آن در نماز دليل بر شرف وفضيلت آن بوده وبرخى هم عقيدة دارند كه اين هفت آية ، هم در مكّه وهم در مدينه براي بار دوّم نازل گرديده وبهمين ملاحظه به سبع المثاني موسوم است ؛ وبرخى هم آنرا « سورة مكّية والمدنيّه » ناميدهاند .
هامش
( 1 ) - طبع سنگى بخطّ محمّد على خوانسارى وبا حواشي مرحوم شيخ بهايى مطبوع در سال 1282 هجرى .