وا مىنهد ، در صورتيكه در تفويض چنين نبوده ومفوّض براي خود وافعالش ، وجودي مستقلّ وصاحب امر نميداند ، ولذا رسول خدا ( ص ) هرشب پيش از خفتن در دعاى خود ميگفت : « أللّهمّ أنّى أسلمت نفسي إليك وألجأت ظهري إليك ، وفوّضت أمرى إليك » تا از رعونت نفس در صحابت وجود وأمور وافعال آن بدور مانده ودر قبال حضرت حقتعالى ، وجود ولوازم وتوابع آنرا در خود ننگرد ؛ ولذا در كريمهء قرآني نازل است :
« وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
پس ، يكى از أركان مهمّهء ايمان توكّل است ؛ زيرا مؤمن آنگاه كه بوجود واجب ايمان آورد وبجز ذات أو ، نمود عوالم هستى را عين نيستى دانست ؛ وخود را نيز همانند غير ، يكى از همان نمودها پنداشت ؛ براي هيچ نمودى واز جملهء آنها شخص خود دعوى وجود نخواهد كرد وبديهي است كه در اينصورت زبان أو مترنّم بدين گفتار است كه در قرآن فرمايد :
« أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ »
زيرا :
« مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ »
با توجّه بدينكه خداوند تعالى :
« نِعْمَ الْمَوْلى وَنِعْمَ النَّصِيرُ » *
است وتوكّل وتفويض أمور عبد بمولاى آفرينندهء خود از عاليترين نوع اعتماد واتّكال واتّكاء بحضرت حقّ در شمار بوده ودر اينصورت توكّل بايد بتمام حقيقت آنكه عبارت از اعتماد دل وجان وقلب وباطن وسرّ وخفىّ وأخفى است تحقّق يابد ونه بصرف ظواهر ولقلقهء زبان وبهمين ملاحظات ؛ متوكّل بايد معرفت يابد كه حكيم على الإطلاق ، هيچ امرى را جز بر وفق مصلحت وحكمت انجام نداده وكار أو هرگز بلغو وعبث وگزاف وخيانت موصوف نيست ؛ پس عقل در چنين وضعيّتى حاكم است كه انسان در مقام توكّل ، جميع أمور خود را بخداوند متعال وانهاده وهمهء افعال را بمقدّر آنها واگزار كند ؛ ودر اين امر لازم است بداند كه خلّاق جميع موجودات وتقديرگر كلّ أشياء در كمال مرتبهء اعطاء هر ذي حقّى بحقّ آن بوده واز مختصّات موحّد حقيقي آنستكه در دار تحقّق ووجود ، في الحقيقة هيچكس وهيچچيز را نهتنها با خالق فرد أحد وذات يكتاى صمد مقايسه نكند ؛ بلكه در كلّ نظام هستى ؛ جريان وبود ونمود هيچ موجود را جز به علم وارادهء هستىبخش حقتعالى نداند ودر صفت توكّل بعلّت وسبب آن متوجّه باشد كه هيچ موجودى جز آفرينندهء آن ، بجميع شؤون وأمور ومصالح وجودي وايجادى وى اصلح وأوفى نبوده وهرچه أو بخواهد همان تحقّق خواهد يافت وبس ؛ كه البتّه اينگونه از تفكّر از خواصّ موحّد حقيقي است وهركس در مقام توكّل بدين سيرت وسان عمل نخواهد كرد ؛ چنانكه بزرگترين موحّد عالم هستى ، خواجهء