تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كائنات وبرگزيدهء موجودات ، حضرت رسول أكرم ( ص ) مورد خطاب خداوند متعال قرار گرفته وبدو فرموده است :
« لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ »
وآنگاه كه حائز مقام دنى فتدلّى ، وكان قاب قوسين أو أدنى ، ومقيم در مقام برد اليقين ، مورد چنين خطابي واقع گردد كه :
نيست چيزى براي تو ز أمور * جز نمودى ز من ، بگاه ظهور
تكليف ما بىنوايان أزل وأبد روشن بوده . بنابراين ، عبارت : وعليه التكلان في كل الأمور در حقّ بندگان دل‌آگاه حقّ صادق بوده وبدين ملاحظه است كه عارفي وارف فرمود : كسيكه از أسرار قدر آگاه گردد ، از طلب آسوده واز هر جدّ وجهدي فارغ گردد ؛ ومراد از « سرّ القدر » ايجاد أشياء وافعال وأمور وخواصّ ولوازم هريك ، بر وجه شأن ومقدار وحقّ آنها در علم حضرت حقتعالى وارادهء اوست كه در مرتبهء فيض أقدس الهى يا أحديّت ذاتي أو در ثوابت اعيانى معيّن گرديده وبا فيض مقدّس يا مرتبهء واحديّت بعالم عين خارجي موجود ميگردد ، وهر موجودى بدان ميرسد كه در مرتبهء علمي از خدا خواسته است ؛ وكم وبيشى در آن بتحقّق وتعيّن نخواهد پيوست ، وبقول عارف حنفي مذهب ، ملّا عبد الرّحمن جامى :
چون قوابل ، نقاب بگشودند * مستعدّان ، سوآل ، بنمودند
طلب فعل نيك وبد ، كردند * هريكى ، فعل خود ، بخود كردند
گر در آتش روند ، ور در آب * خود ، طلب كرده‌اند ، هان ، درياب
بارى ، در همين نكته بايد به امعان‌نظر نگريست ودانستكه معنى توكّل حقيقي ، اين نيست كه از هر جدّ وجهد وتلاش وكوششى دست كشيده ونفس وأعضاء وجوارح خود را عاطل وباطل نهاد ؛ زيرا خداوند به انسان قوايى ظاهر وباطن داده است كه شأن ومرتبهء حقّهء هريك در مقام كاربرد آنها معلوم ونحوهء عمل وواسطه ووسيله بودن هركدام معيّن بوده ومشيّت الهى بر اين معنى جارى است كه كارها وأمور بوسائط ووسائلى بانجام رسد كه ارادهء خالق بوساطت مخلوق أو در تهيّهء أسباب وإعداد علل موجبه تعلّق گرفته است ؛ وجملهء قاعده‌وار : أبى الله أن يجرى الأمور الا بأسبابها وتهيّؤ أسباب وقرار دادن آنها بر وصفى كه معدّ ايجاد فعل گردد ، با عبد وخلق است ؛ وايجاد آن به تبعيّت از وجودش ، از حقتعالى بوده ودر اين حقيقت حقّه كمترين تأمّلى روا نيست ؛ ومعنى جملهء عرفاء بزرگ ، بدينكه : « من اطّلع على سرّ القدر استراح من الطّلب »
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 166 | غلامحسين رضانژاد