تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
[ ( شرح ) ] دانستن مانند ديدن است ، و همين طورى كه پس از ديدن مىبايد قدم برداشته و مطابق ديد عمل كرده و از ديد استفاده نموده و نتيجه گرفت ، دانستن نيز بايد به خاطر عمل كردن و اجراء نمودن و تحقق پيدا كردن باشد . علم به آداب و احكام و قوانين الهى وقتى نتيجه بخش است كه مطابق آنها عمل شود . و آشنا شدن و آگاهى از ابواب و فصول علم اخلاق هنگامى فايده مىدهد كه به مقتضاى آن در تهذيب و تزكيهء نفس كوشش شود . و علوم مربوط به حكمت و معرفت و حقايق الهى در صورتى ارزش داشته و حقيقت و صحت پيدا مىكند كه در نفس انسانى رسوخ و تحقق يافته و به مرحلهء شهود روحانى برسد . پس صحت و واقعيت و ارزش علم با عملى شدن و تحقق يافتن و اجراء كردن آنست ، و چنان كه به مرحلهء عمل نرسيد ؛ هرگز مورد اعتماد و اعتبار قرار نگرفته ، و از سهو و خطا و اشتباه و انحراف مصون نخواهد بود . در علوم طبيعى و ادبى و رياضى نيز اين معنى جارى است . شخص طبيب وقتى از علم خود استفاده مىكند كه مطابق دانستهء خود عمل نمايد ، و در اين صورت علم او در نظر ديگران نيز اعتبار و ارزش پيدا خواهد كرد . نه من زبى عملى در جهان ملولم و بس ، ملالت علماء هم ز علم بىعمل است و گاهى از مرحلهء عمل به عنوان تجربه تعبير مىكنند ، و در اغلب موارد اثر و نتيجهء تجربه بيش از ياد گرفتن مىباشد ، و تا مرحلهء تجربه پيش نيامده است آن طورى كه بايد به جزئيات و خصوصيات و دقايق علم آگاهى حاصل نخواهد شد . پس هر علمى لازمست كه توأم با تجربه ( عمل ) باشد ، و تا مرحلهء عملى به دقت و با حفظ تمام خصوصيات و شرايط انجام نگرفته است ؛ آثار و نتايج منظوره آن طورى كه بايد مترتب نخواهد شد ، مثلا آيهء شريفهء - * ( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ - ) * و حديث شريف - الصلاة معراج المؤمن - را ممكن است از نظر علمى به دقت از قسمتهاى ادبى و اصولى و فقهى و عرفانى بررسى و تحقيق كنيم ، ولى هزاران تحقيق تأثيرى در جلوگيرى از فحشاء و منكر و يا در سوق به سوى معراج روحانى نداشته ، و لازم است اين موضوع ( صلاة ) با تمام شرائط و حفظ تمام خصوصيات ظاهرى و باطنى صورت عمل بگيرد ، حتى آنكه عمل ناقص و ناتمام نيز نتيجهء منظور را نخواهد بخشيد ، و اگر توجه باشد ؛ بالاترين عقوبت و عذاب انسان همين است كه از درك آثار و نتايج اعمال و عبادت خود محروم گرديده ، و از فيض حضور و لذت مناجات و حلاوت توجه و لقاء پروردگار متعال محجوب باشد . ( [ قسمت سوم از ] متن ) و العالم حقا هو الذى ينطق عنه ( فيه ) اعماله الصالحة و اوراده الزاكية