است ، و روح فروتنى ذلت و حقارت نفس در مقابل عزت و عظمت و كبريائى پروردگار متعال است ، و نتيجه ذلت نفس و خضوع كمال عزت و بهاء و نور و انشراح صدر است . و پس حقيقت عزت و علو مقام و رفعت درجه حاصل نمىشود مگر در اثر تواضع و فروتنى و عبوديت ، اينست كه خداوند متعال مىفرمايد : * ( وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ . ) * و مردم مادى و دنيا پرست تصور مىكنند كه : عزت و بزرگوارى در اثر مالدارى و ثروت و خود نمايى و خود پسندى و تكبر حاصل مىشود ، و غفلت دارند كه دنيا و مال و اعتبارات ظاهرى مادى در معرض زوال و تغير و تبدل بوده ، و موقتى و چند روزى و صورى است ، و گذشته از اين ، موجب بىنيازى نفس و غناى قلب نبوده ، و فكر و نظر و تمايلات انسان را تأمين نمىكند ، و بلكه بر نياز و فقر و گرفتارى و احتياج آدمى مىافزايد .
مبين حقير گدايان عشق را كاين قوم ، شهان بىكمر و خسروان بىكلهند قدم منه به خرابات جز به شرط ادب ، كه سالكان درش محرمان پادشهند
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٤٥