را با دست خود به پيروان مخصوص خود مىنوشاند ، و كسى كه از اين شراب نوشيده و مست گرديد ، هرگز به هوش نخواهد آمد مگر هنگامى كه مواجه باشد به عذاب سخت جهنم در مجاورت ساقى خود كه شيطان است . و اگر نباشد در طمع به دنيا مگر مبادله و خريد و فروش دين به دنيا ؛ هر آينه اين گرفتارى بزرگ و سخت بس خواهد بود . خداوند عزيز و جليل فرموده است : آنان كه به خاطر دنيا حقايق را مىپوشانند خريدارى مىكنند گمراهى را در مقابل هدايت و عذاب و گرفتارى را در مقابل آمرزش و مغفرت - بقره - 175 .
حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرموده است : احسان و انعام كن به هر كسى كه خواستى تا تو امير او باشى ، و بىنيازى نشان بده و مستغنى باش از هر كسى كه خواستى تا تو نظير و همانند او باشى ، و اظهار فقر و نياز كن به هر كسى كه بخواهى تا تو اسير و زير دست او باشى .
[ ( شرح ) ]
ورع مقابل طمع است ، طمع رو آوردن و علاقه پيدا كردن و در خواستن لذائذ و منافع و شهوات و امور دنيوى است ، و ورع پرهيزكارى و دورى كردن و اعراض از امور مادى و دنيوى است . و فرق ورع با تقوى اينست كه : تقوى خوددارى و نگهدارى و حفظ كردن نفس است در مقابل وظائف لازم ، يعنى واجبات و تكاليف لازم را انجام داده و از محرمات و منهيات خود را حفظ كند ، ولى ورع به طورى كه گفتيم پرهيز كردن و اجتناب از محرمات است ، پس توجه در تقوى به نفس است كه نفس را مراقب بوده و حفظ كند ، و در ورع توجه به محرمات و منهيات است كه از آنها دورى و اجتناب نمايد . پس نخستين قدم در سير و سلوك به سوى روحانيت پيدايش صفت ورع و پرهيز كارى از شهوات دنيوى و منهيات است ، چنان كه قدم اول در سير به سوى انحطاط دنيوى و فرو رفتن در زندگى مادى محدود ، ظهور طمع است . و طمع تنها وسيله و يگانه زنجير محكم شيطان است كه به وسيلهء آن به هر نقطه اى كه منظور است سوق داده شده ، و چنان كه گفته شد هر كسى كه نوشابهء طمع را نوشيد چنان بيهوش و سرمست خواهد شد كه كمترين مجالى براى توجه به حقايق و تشخيص و عمل به وظايف و سير و سلوك به سوى روحانيت پيدا نخواهد كرد .
يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم ، دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢١٦