[ ( ترجمه ) ]
و ريشهء حسد كورى و تاريكى قلب است با انكار فضل پروردگار متعال ، و اين دو صفت دو بال كفر به خدا هستند . و به همين حسد بود كه قابيل پسر حضرت آدم برادرش هابيل را كشته ، و براى هميشه به ندامت و حسرت مبتلا شده ، و خود را به مهلكه اى انداخت كه هرگز نجاتى براى او نخواهد بود . و شخص حاسد تا اين صفت را دارد ممكن نيست بتواند توبه كند ؛ زيرا كه حسد پيوسته در قلب او جريان و استمرار داشته و ثابت و مطبوع گشته است ، و به طورى در وجود او محكم و بر قرار شده است كه بدون معارض و بدون مقدمه و سبب از او آشكار و ظاهر مىشود .
پس حسد چون ثابت و مطبوع گرديد ؛ مانند صفات ديگرى كه در نفس طبع و ملكه مىشود قابل تغيير و تبديل و معالجه نخواهد بود .
[ ( شرح ) ]
به طورى كه معلوم شد ، حسد در صورتى پيدا مىشود كه قلب از معرفت عظمت و از نور روحانيت محجوب بوده ، و از توجه به فضل و كرم الهى محروم باشد . و چون اين دو نيز توليد شده ، و در نتيجه كورى قلب و نابينايى و عدم توجه آن ؛ مراحل كفر به خدا به تدريج پيش آمده ؛ و در اين مراحل است كه ، حسد و سائر صفات نامطلوب در قلب آدمى ثابت و مطبوع مىگردد . و چون صفت حسد توأم با كفر ( كه در اثر محجوب بودن از معرفت و محروم بودن از توجه به فضل الهى حاصل شده است ) گرديد ، هرگز توبه كردن براى شخص حاسد ممكن نخواهد بود . و بايد دانست كه توبه كردن از هر چيز قبيح و نامطلوبى ، هنگامى امكان پذير است كه مقدمات و علل و اسباب آن را بر طرف كرده ، و از منشأ و ريشه شروع به اصلاح كرد .
عقده اى زين صعبتر در راه نيست ، اى خنك آن كش حسد همراه نيست خود حسد نقصان و عيب ديگر است ، بلكه از جمله كميها كمتر است يوسفان از مكر اخوان در چهند ، كز حسد يوسف به گرگان مىدهند از حسد بر يوسف مصرى چه رفت ، اين حسد اندر كمين گرگيست زفت
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢١٣