و بندگى و خضوع و خشوع است ، و از اين لحاظ طاعت و عبادت با ظهور اين صفات حيوانى و با فقدان اخلاص و توجه و خضوع ؛ آن طورى كه بايد و شايد صورت نخواهد گرفت . و ديگر آنكه :
چنان كه شخص مرده هيچ گونه قدرت و اختيار و توجه نداشته ، و براى اثبات شخصيت و دفاع از حقوق خود و اعمال نيرو و اظهار مقصود خود توانايى ندارد . همچنين است شخص غائبى كه به ضرر او سخن گفته شده و در مقامى كه دور از توانايى و نفوذ و قدرت او است از او بدگويى شود .
پس غيبت و بدگويى از شخص غائب ، مانند حمله كردن به مرده و ضرر زدن به جسم و بدن او است كه كمترين قدرتى براى دفاع از خود نخواهد داشت .
تو شمع انجمنى يك زبان و يك دل شو ، خيال و كوشش پروانه بين و خندان باش اگر رفيق شفيقى درست پيمان باش ، حريف خانه و گرمابه و گلستان باش
( [ قسمت سوم از ] متن )
و وجوه الغيبة تقع بذكر عيب في الخلق و الخلق و العقل و الفعل و المعاملة و المذهب و الجهل ( و الجبل ) و اشباهه ، و اصل الغيبة متنوع بعشرة انواع : شفاء غيظ و مساعدة ( مساءة ) قوم و تهمة و تصديق خبر بلا كشفه و سوء ظن و حسد و سخرية و تعجب و تبرم و تزين ، فان اردت السلامة : فاذكر الخالق لا المخلوق فيصر لك مكان الغيبة عبرة و مكان الاثم ثوابا .
[ ( ترجمه ) ]
و غيبت جهات و راههاى مختلفى پيدا مىكند مانند ياد كردن و ذكر عيب و نقصى از جهت خلقت و يا اخلاق و يا عقل و يا اعمال و يا معاملات و يا مسلك و مذهب دينى و يا از جهت جهل و يا نقص در طائفه و امثال آن . و منشأ و ريشهء غيبت بر ده نوع بود :
1 - روى خشم و غيظى كه دارد و مىخواهد با غيبت جوش خود را تسكين بدهد .
2 - به خاطر مساعدت و خير خواهى و يا منافرت و بد خواهى به قومى تحريك
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٠٦