تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
نشناخته و از معرفت حقايق دين محروم باشد . روايت شده است كه : مردى به حضرت ابى عبد الله الحسين ( ع ) عرض كرد بنشين تا در اطراف دين مناظره و بحث كنيم ! حضرت فرمود : اى مرد من به دين خودم بينا و بصير هستم ، و راه حقيقت به نزد من آشكار و روشن است ، و اگر تو به دين خود جاهل و در راه حقيقت متردد هستى برو و جوياى حقيقت باش ، و من كارى با مجادله و بحث ندارم . و گاهى شيطان وسوسه كرده و مرد را از راه القائات باطنى خود وامىدارد كه وارد مناظره و مجادله با مردم گردد ، تا ديگران او را جاهل و عاجز نيانديشند . [ ( شرح ) ] بحث و گفتگو اگر روى حقيقت باشد لازمست عنوان تعليم يا تعلم در آن منظور شود ، و آنچه از اين دو عنوان خارج است ؛ از مرحلهء حقيقت بيرون و به منظور خود نمايى و خودبينى خواهد بود . طرفين مناظره و بحث اگر بخواهند از گفتگوى خودشان نتيجهء مثبت و مفيد بگيرند ؛ مىبايد با كمال خلوص نيت و آزادى فكر در صدد تعليم و تعلم باشند . مجادله و مناظره اى كه به منظور اثبات سخن خود و يا به خاطر غلبه بر طرف و مغلوب شدن او و يا به عنوان اظهار فضل و دانش است ؛ نه تنها بىفايده و بىنتيجه مىباشد ، بلكه موجب تيرگى و تاريكى دل و مشتبه شدن حقيقت و پيدايش خلاف و عداوت در ميان مجادله كنندگان خواهد بود . علتى بدتر ز پندار كمال ، نيست اندر جان تو اى ذو دلال علت ابليس انا خير بد است ، وين مرض در نفس هر مخلوق هست هر كه نقص خويش را ديد و شناخت ، اندر استكمال خود دو اسبه تاخت بر بليس و ديو زان خنديده اى ، كه تو خود را نيك مردم ديده اى فتنهء تست اين پر طاوسيت ، كه اشتراكت بايد و قدوسيت جمله عيب خويش را پوشيده اى ، عيب مردم را به جان كوشيده اى عيب خود از جمله مردم پيش دان ، خلق عالم خوبتر از خويش دان ( [ قسمت دوم از ] متن ) ثم المراء لا يخلو من أربعة أوجه : اما أن تتمارى أنت و صاحبك فيما تعلمان فقد تركتما بذلك النصيحة و طلبتما الفضيحة و أضعتما ذلك العلم ، أو تجهلانه
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 200 | المنسوب للإمام الصادق ( ع ) / حسن مصطفوى