تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
فأظهرتما جهلا و خاصمتما جهلا ، و اما تعلمه أنت فظلمت صاحبك بطلب عثرته ، أو يعلمه صاحبك فتركت حرمته و لم تنزله منزلته ، و هذا كله محال . فمن أنصف و قبل الحق و ترك المماراة فقد أوثق ايمانه و أحسن صحة دينه و صان عقله . [ ( ترجمه ) ] سپس جدال و گفتگو از چهار حال بيرون نيست : يا اينست كه شما در پيرامون آنچه مىدانيد و هر دو عالم هستيد گفتگو مىكنيد . در اين صورت شما هر دو از مرحلهء خلوص و صفا بيرون رفته و علم و يقين خود را ضايع كرده و طلب رسوايى و فضيحت نموديد . و يا آنكه هر دو جاهل به آن موضوع مورد بحث هستيد . در اين حالت نادانى خود را آشكار نموده و روى جهل با همديگر مجادله كرده‌ايد . و يا اينست كه تو عالم هستى و با شخصى كه جاهل است گفتگو مىكنى . در اين صورت مقصود تو ظلم كردن و روشن نمودن خطا و لغزش طرف است . و يا آنكه تو جاهل هستى و با شخص عالم وارد بحث و جدال مىشوى . در اين مقام احترام و منزلت او را حفظ نكرده و نسبت به او ستم مىكنى . پس جدال به هر صورت قبيح و ناروا است . و كسى كه انصاف داده و در مقابل حق تسليم باشد ، قهرا جدال را ترك خواهد كرد ، و در اين حالت ايمان خود را محكم نگهداشته و سلامتى دين خود را نيكو گرفته و عقل خود را از لغزش و اشتباه حفظ كرده است . [ ( شرح ) ] به طورى كه گفتيم گفتگو مىبايد روى اساس تعليم و يا تعلم صورت بگيرد ، و تعليم از شخصى سزاوار است كه عالم باشد ، و تعلم مخصوص شخص جاهل است . پس گفتگوى طرفين در صورتى كه احد طرفين عالم و به قصد خالص تعليم ، سخن مىگويد ، و طرف ديگر جاهل و با كمال خضوع در صدد تعلم و استفاده است ، مطلوب و پسنديده است . و اما در غير اين صورت كه گفتگو به منظور ياد دادن و ياد گرفتن نيست ، به هر فرض و وجهى كه باشد ناپسند و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 201 | المنسوب للإمام الصادق ( ع ) / حسن مصطفوى