[ ( شرح ) ]
مردم عادى بر دو قسم هستند ، يا مقيد به دين مىباشند ، و يا مقيد به دين و ملتزم به احكام و قوانين الهى نيستند .
دستهء اول : در عين حالى كه تظاهر به دين مىنمايند ، از حقيقت دين و از دقائق تكاليف و از خصوصيات وظائف و آداب دينى بىاطلاع بوده ، و به آن طورى كه بايد به دستورهاى شريعت عمل نمىكنند . اين دسته از مردم از مجالس لغو و لهو و غيبت و اهانت و افتراء و فحشاء پرهيز نمىكنند ، و مراقب چشم و گوش و زبان و دست خود نيستند ، و حسابى در رفتار و كردار و اعمال خود ندارند . اينست كه هر چه بيدار باشند به جز ضرر و خسارت نتيجه اى نخواهند برد .
دستهء دوم : چون آزادى مطلق داشته و هيچ گونه تقيدى به دين و آداب دينى ندارند ، هر چه بخوابند بهتر و بىضررتر است .
ظالمى را خفته ديدم نيم روز ، گفتم اين فتنه است خوابش برده به وانكه خوابش بهتر از بيدارى است ، اين چنين بد زندگانى مرده به و اما مردم غير عادى كه به حقيقت ايمان و معرفت نائل شدهاند ، خواب آنان فقط به خاطر رفع خستگى تن است ، تا بتوانند با نيروى تازه وارد عمل گشته و وظائف بندگى خود را انجام بدهند . اينست كه وارد شده است ؛ خواب عالم ( يعنى كسى كه معرفت به نفس و معرفت به خالق دارد ) عبادت است .
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش ، وه كه بس بىخبر از غلغل چندين جرسى چه شكرها است در اين شهر كه قانع شدهاند ، شاهبازان طريقت به مقام مگسى
( [ قسمت سوم از ] متن )
و ان في كثرته آفات و ان كان على سبيل ما ذكرناه ، و كثرة النوم يتولد من كثرة الشرب ، و كثرة الشرب من كثرة الشبع ، و هما يثقلان النفس عن الطاعة و يقسيان القلب عن التفكر و الخشوع ( و الخضوع ) ، و اجعل كل نومك آخر عهدك من الدنيا ، و اذكر الله بقلبك و لسانك ، و خف اطلاعه على سرك ، مستعينا به في القيام الى الصلاة اذا انتبهت ، فان الشيطان يقول لك : نم فان لك بعد ليلا طويلا ، يريد
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٨٤