تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
خود را امتحان كرده و متوجه باش كه چگونه ضعيف و عاجز و ناتوان بوده ، و مقهور تقديرات و قضاى الهى هستى . و همين طورى كه مرگ مسلط و حاكم بر انسان است خواب نيز چون موت بر انسان فرمانروايى و حكومت داشته ، و خواه و ناخواه در هر بيست و چهار ساعتى با هر قدرت و نيرويى كه باشد نفوذ و تسلط خود را اعمال كرده ، و انسان بىاختيار تسليم صرف خواهد شد . [ ( شرح ) ] نفس روحانى و قلب انسان اگر تابع قواى ظاهرى و نيروهاى بدنى و تمايلات و شهوات گرديد ، قهرا تمام فعاليت و فكر و احساسات او در محيط همان قواى محسوس ظاهرى بوده ، و در بيدارى و خواب نيز تابع خواهد شد . ولى اگر قلب غالب و مسلط و حاكم و داراى استقلال مطلق بوده ، و هيچ گونه تحت قدرت و تأثير نيروهاى ظاهرى مادى قرار نگرفت ؛ با خواب و يا توقف و يا ضعف قواى بدنى ، از ادراك و توجه و فعاليت باز نمانده ، و چون بدن و به تبعيت آن به خواب نخواهد رفت . و بطور اجمال : چون روح انسانى نيرومند شده ، و استقلال در روحانيت و نورانيت پيدا كرده ، و در مقام تجرد و صفا و انقطاع و نفوذ پيشرفت نمود ؛ خواهد توانست از زير حكومت و نفوذ قواى تن بيرون رفته ، و حاكم بر أعصاب و مسلط بر خيال و منقطع از بدن گردد . گفت پيغمبر كه خسبد چشم من ، ليك كى خسبد دلم اندر و سن حالت من خواب را ماند گهى ، خواب پندارد مر آن را گمرهى چشم من خفته دلم بيدار دان ، شكل بيكار مرا در كاردان شاه بيدار است حارس خفته گير ، جان فداى خفتگان دل بصير ( [ قسمت دوم از ] متن ) و استدل بها على الموت الذى لا تجد السبيل الى الانتباه فيه و الرجوع الى اصلاح ما فات عنك ، و من نام عن فريضة او سنة او نافلة فاته بسببها شىء ، ( فاتته - بسببها ) فذلك نوم الغافلين و سيرة الخاسرين و صاحبه مغبون ( مفتون ) ، و من نام بعد فراغه من أداء الفرائض و السنن و الواجبات من الحقوق فذلك نوم محمود ، و انى لا أعلم لاهل زماننا هذا شيئا اذا أتوا بهذه الخصال أسلم من النوم ، لان الخلق