سوم - خوردن فتوح است كه وسيلهء گشايش امر متوكلين است .
چهارم - خوردن قوت است كه براى توانايى و نيرو گرفتن مؤمنين است .
و چيزى كه ضرر و صدمهء آن بر قلب مؤمن بيشتر و شديدتر از بسيار خوردن باشد نيست ، زيرا آن دو اثر مىبخشد : قساوت و سنگدل شدن ، و هيجان و جوش قوهء شهوت . و گرسنگى نان و خورشت مؤمنين است ، و غذاى روح است ، و طعام قلب است ، و موجب تندرستى تن مىباشد .
[ ( شرح ) ]
غذا خوردن سه مرتبه دارد :
1 - به منظور لذت بردن از غذا و طعام است و بس ؛ و اين موافق مقام و فهم حيوانات است كه تا آنجا كه از خوراكى لذت مىبرند مىخورند ، و هيچ گونه رعايت بهداشت و تندرستى و يا ملاحظهء روحانيت و معنويت نمىكنند .
2 - به منظور لذت بردن از خوراكى با حفظ بهداشت تن . و در اين مقام هر دو قسمت رعايت مىشود ، و اشخاصى كه اين طور هستند ، در اثر علوم پزشكى و بهداشتى و يا تجربه ، مقيدند كه خوردن و التذاذ از طعام بيش از حدود بهداشتى نباشد .
3 - به منظور حفظ روحانيت و براى توفيق در انجام وظائف الهى . و در اين مرتبه است كه چهار نوع مزبور متصور مىشود ، و به اختلاف مقامات اصفياء ، اتقياء ، متوكلين ، مؤمنين ، نيت و مقصود در خوردن متفاوت خواهد شد .
( [ قسمت دوم از ] متن )
قال النبى ( ص ) : ما ملأ ابن آدم وعاء اشر من بطنه . و قال داود ( ع ) : ترك لقمة مع الضرورة اليها أحب الى من قيام عشرين ليلة . و قال رسول الله ( ص ) :
المؤمن يأكل في معا واحد و المنافق في سبعة أمعاء . و قال النبى ( ص ) : ويل للناس من القبقبين ، قيل و ما هما يا رسول الله ؟ قال : البطن و الفرج . و قال عيسى بن مريم عليهما السلام : ما أمرض قلب بأشد من القسوة ، و ما اعتلت نفس بأصعب من بغض - الجوع ، و هما زماما الطرد و الخذلان .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٧١