داده شود .
و نخست چيزى كه به يك شخص مبتلا به خود بينى وارد مىشود اينست كه آنچه وسيلهء عجب و خود بينى است از او گرفته مىشود تا به عجز و حقارت خود آگاه گشته و در بارهء خود به اين معنى كه عاجز و ناتوان است شهادت بدهد ، و در اين صورت حجت خدا براى او تمام خواهد شد ، چنان كه عاقبت امر ابليس اين طور شد .
[ ( شرح ) ]
منشأ خود بينى جهالت است ، يعنى جهالت به عظمت و جلال و جمال و نفوذ پروردگار متعال ، و نتيجهء اين جهالت ، توجه نكردن به فقر و ضعف و عيوب و محدوديت خود مىباشد .
و در اثر اين دو نادانى : صفات و حالات و اعمال و عبادات انسان جلوه پيدا كرده ، و حالت خودبينى و عجب و خود پسندى پديدار مىشود . پس خود بينى بر خلاف حقيقت است ، و در واقع غفلت كردن از ضعف و فقر و عيوب خويش مىباشد .
( [ قسمت دوم از ] متن )
و العجب نبات حبة الكفر ( حبها الكفر ) و أرضه النفاق و ماؤه البغى ( الغى ) و أغصانه الجهل و ورقه الضلالة و ثمرته اللعنة و الخلود في النار فمن اختار العجب فقد بذر الكفر و زرع النفاق ، فلا بد من أن يثمر بأن يصير الى النار .
[ ( ترجمه ) ]
و عجب فرع دانهء كفر است ، كه در زمينهء نفاق نمو و رشد پيدا كرده ، و با آب ظلم سيراب مىشود ، و شاخههاى آن جهالت است ، و برگهاى آن ضلالت است ، و ميوهء آن لعنت و خلود در آتش است . پس كسى كه با صفت عجب متصف گرديد ؛ البته تخم كفر را كاشته ، و با زراعت و كشاورزى نفاق ، ناچار نتيجهء آن گرفتارى و آتش خواهد بود .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٦٨