ناجورى كه برخورد مىكند مدارا مىنمايد ، و پيوسته به راهنمايى و هدايت عقل كار مىكند ، و حلم را در احوال و امور خود قرين قرار مىدهد ، و در مذهب و سير و راه خود روى معرفت قدم برمىدارد .
[ ( شرح ) ]
عقل شدت و قوت نورانيت روح است كه به وسيلهء آن راه سعادت و خوشبختى و كمال انسانيت را در تمام احوال و اقوال و اعمال خود تشخيص داده ، و مصالح و مفاسد و خير و ضرر امور خود را تعقل مىكند . و علائمى كه اشاره شد همه از جزئيات و مصاديق صلاح و سعادت و خير انسان است كه در راه تكميل نفس و تأمين روحانيت و تحصيل كمال محتاج به عملى كردن و اجراء آنها خواهد بود .
كدخداى تن بشر عقلست ، از همه حال با خبر عقلست هر كه با عقل آشنا باشد ، از همه عيبها جدا باشد
( [ قسمت دوم از ] متن )
و الهوى عدو العقل و مخالف الحق و قرين الباطل ، و قوة الهوى من الشهوات ، و أصل علامات الهوى من أكل الحرام و الغفلة عن الفرائض و الاستهانة بالسنن و الخوض في الملاهى .
[ ( ترجمه ) ]
و هوى دشمن عقل و مخالف حق و حقيقت و همراه باطل است . و هوى از شهوات نفسانى نيرو مىگيرد . و ريشهء علامات و آثار هوى ؛ از چهار چيز توليد مىشود :
1 - از خوردن مال حرام .
2 - از غفلت كردن در انجام فرائض و تكاليف واجب .
3 - از سستى و مسامحت در بجا آوردن آداب و سنن الهى .
4 - از بيباكى در فرو رفتن در شهوات نفسانى و لهو و لغو .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٦٠