تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و مع انتفاء الثالثة ، لا إخلال بالغرض لو كان المتيقن تمام مراده ، فإن الفرض أنه بصدد بيان تمامه ، و قد بينه ، لا بصدد بيان أنه تمامه ، كى أخل ببيانه ، فافهم . ثم لا يخفى عليك أن المراد بكونه فى مقام بيان [ 176 ] تمام مراده ، مجرد بيان ذلك و إظهاره و إفهامه ، و لو لم يكن عن جد ، بل قاعدة و قانونا ، لتكون حجة فيما لم تكن حجة أقوى على خلافه ، لا البيان فى قاعدة قبح تأخير البيان عن وقت الحاجة ،
شرح
و بدون مقدمه سوم [ - قدر متقين در مقام تخاطب ملحوظ باشد و تمام مراد متكلم را حكايت كند ] ، اگر متيقن تمام مرادش باشد ، اخلالى به غرض متكلم وارد نمىشود ، چون فرض آن است كه متكلم درصدد بيان تمام مراد خود بوده و آن را نيز بيان كرده است ، نه درصدد بيان وصف تماميت ، تا به بيانش اخلال ورزد . فافهم . « 1 » حال ، بر شما پنهان نماند [ كه بيان مراد ، بر دو قسم است : 1 . بيان حكم واقعى ، 2 . بيان حكم به‌طور مطلق : اعم از واقعى و ظاهرى ] . مراد از « در مقام بيان تمام مراد بودن » [ 176 ] [ معنى دوم بيان است يعنى متكلم ، درصدد ] صرف بيان مردد و اظهار آن و فهماندن آن [ به مخاطب ] باشد ، هرچند قصد جدى [ و مطابقت با واقع ] نداشته باشد ، بلكه [ القاى كلام ] به عنوان قانون و قاعده كلى باشد ، تا در هر موردى كه مخاطب به دليلى قوىتر و حجتى مخالف با آن دست نيافت ، از آن به عنوان حجت و دليل استفاده كند ، [ و متحير نماند ] ، نه آنكه [ مراد از « بيان تمام مراد » ، بيان به معنى اول باشد كه ] در بحث « قاعده قبح تأخير بيان از وقت حاجت » [ گفته آمده ] است [ و به آن ، بيان جدّى حقيقى گفته مىشود ] ،
هامش
( 1 ) . [ فافهم ] اشاره است به اينكه پس از نصب نكردن قرينه بر ارادهء تمام افراد درصورتىكه متكلم در صدد بيان وصف تماميت نيز باشد ، اخلالى به بيانش وارد نساخته است . زيرا با ملاحظه آن فهميده مىشود كه متيقن ، تمام مراد است . و گرنه ، بر متكلم است كه قرينه‌اى بر ارادهء تمام مرادش نصب كند ، در غير اين صورت به غرضش اخلال كرده است . آرى اين فهميده نمىشود هرگاه تنها در صدد بيان آن باشد كه مراد ، متيقن است ، نه درصدد بيان آنكه غير آن مراد است يا مراد نيست ، بخاطر روى آوردن به اجمال مطلق و اهمال مطلق . دقت كنيد كه خالى از دقت نيست . ( مؤلف قدّس سرّه ) .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 270 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى