« لخاف » يعنى شاخههاى خرما و سنگهاى نازك « 1 » و سينههاى مردان جمع آورى نمودم تا جايى كه آخر سوره توبه را تنها نزد ابو خزيمهء انصارى يافتم و نزد ديگران پيدا نكردم و آن
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ
تا آخر سوره برائت بود . اين صحيفهها نزد ابوبكر بود تا اينكه از دنيا رفت ، سپس در زمان حيات عمر نزد او بود ، سپس نزد حفصه دختر عمر قرار گرفت .
اين روايت به چند قضيه مهم در تاريخ گرد آورى قرآن در اين دوره دلالت مىكند :
اولا ، انگيزهاى را كه باعث جمع آورى قرآن گرديد بيان مىكند و آن ترس از تلف شدن قسمتى از آن با از بين رفتن حافظان قرآن بود . ثانيا ، توضيح مىدهد كه پيش از اين تاريخ قرآن به اين صورت جمع آورى نشده بود . اين معنا از شك و ترديد ابوبكر وزيد بن ثابت به دست مىآيد كه گفتند : « چگونه كارى را انجام بدهيم كه پيامبر انجام نداده بود » شايد همين نكته اين سخن را كه بعضيها گفتهاند نفى مىكند كه سالم بن معقل غلام ابو حذيفه كه در جنگ يمامه شهيد شد ، « 2 » نخستين كسى بود كه قرآن را در يك مصحف « 3 » جمع آورى نمود . همچنين اين روايت را كه اشعث از محمد بن سيرين نقل كرده كه على بن ابى طالب عليه السّلام پس از وفات پيامبر سوگند خورد كه ردايى بر دوش نگيرد مگر براى نماز
هامش
( 1 ) سيوطى در الاتقان ج 1 ص 168 گفته است : در روايتى به جاى « لخاف » « الرقاع » و در روايتى « الاكتاف » و در روايتى « الاضلاع » و در روايتى « الاقتاب » آمده است . « عسب » جمع عسيب است و آن شاخه خرماست كه برگهاى آن را مىتراشند و در طرف پهن آن مىنويسند و « لخاف » با كسر لام و با خاى معجمه خفيف كه آخر آن فاء است ، جمع « لخفه » به فتح لام و سكون خاء مىباشد و آن سنگ نازك است و خطابى گفته كه آن صفحههايى از سنگ است و « رقاع » جمع رقعه است كه از پوست و يا كاغذ ساخته مىشود و « اكتاف » جمع كتف و آن استخوان شتر يا گوسفند است كه وقتى خشك شد بر آن مىنوشتند و « اقتاب » جمع قتب و آن چوبى است كه بر پشت شتر مىگذاشتند و بر آن سوار مىشدند . و نيز بنگريد به : ابو عبيد : غريب الحديث ، ط 1 ، حيدر آباد ( هندوستان ) دائرة المعارف العثمانية ( 1964 - 1967 ) ج 4 ص 156 - 155 درباره مادهاى كه ابوبكر قرآن را در آن جمع آورى كرد ، گفته شده كه قرطاس يا ورق بوده است . در روايتى از عمارة بن غزيه آمده كه زيد بن ثابت گفت : ابوبكر به من دستور داد كه آن را در تكههاى چرم و شاخه خرما بنويسم ( تفسير طبرى ج 1 ص 59 ) ولى روايت اوّل صحيحتر است زيرا كه قرآن پيش از آنكه در زمان ابوبكر جمع آورى شود ، در پوست و شاخه خرما بوده و در زمان او در صحيفهها نوشته شد ( بنگريد به : سيوطى : الاتقان ج 1 ص 169 ) .
( 2 ) ابن قتيبه : المعارف ص 119 و ذهبى : سير اعلام النبلاء ج 1 ص 122 .
( 3 ) سيوطى : الاتقان ج 1 ص 166 .