داشته باشد « 1 » و يا اين حذف به خاطر كثرت استعمال است و اينكه اخلالى به معنا نمىرسد « 2 » و با اين مطلب ، حذف الف را بخصوص توجيه مىكنند در حالى كه حقيقت اين است كه الف ، در اصل وضع كلماتى كه ما تصور مىكنيم كه الف در آنها حذف شده ، از اوّل نبوده تا به خاطر تخفيف يا كثرت استعمال حذف شود ، زيرا كه اصل در نگارشهاى سامى ، به طور عموم ، عدم اثبات حركتها بوده است به گونهاى كه پيشتر گفتيم و پس از مدت زمان زيادى تلاشهايى به عمل آمد ، تا علامتهاى حركتهاى بلند ، در كتابت وارد شود و بعضى از بقاياى همان وضع قديم ، به حال خود باقى مانده و تطور جديد را نپذيرفت .
دانشمندان رسم و علوم عربى ، همچنين دربارهء پديدهء حذف يكى از دو حرف ، هر كجا كه دو الف ، يا دو واو و يا دو ياء جمع شده باشد و يكى از آنها حرف صامت و ديگرى در غالب موارد حركت بلند است و در كتابت پشت سر هم مىآيند ، صحبت كردهاند . اين حذف به خاطر ناپسند بودن توالى دو شكل كه رسم آنها يكسان است ، مىباشد . « 3 »
ابن درستويه مىگويد : « 4 » « بدان كه بيشتر حروفى كه در كتاب حذف مىشود ، حروف مكرر است و اين به خاطر ناپسند بودن اجتماع دو حرف يكسان در خط است » و عقيلى مىگويد : « 5 » « هر كجا دو الف ، يا دو واو و يا دو ياء مطابق قياس يك جا جمع شوند ، يكى از آنها به خاطر ناپسندى اجتماع در شكل واحد در رسم ، حذف مىشود . »
اين مطلب تا اندازهاى درست است ، ولى تعليل آن به ناپسندى ، محل اشكال و نظر است ، زيرا كه نظام حركتهاى بلند بخصوص در آغاز قرن اوّل هجرى ، كامل نشده بود و اين به وضوح در رسم عثمانى ديده مىشود و كاتبان يك حرف را مىنوشتند و حرف ديگر را نمىنوشتند ، تا اينكه قدم بعدى برداشته شد و طى آن اشاره به هر دو حرف كامل گرديد .
هامش
( 1 ) ابن قتيبه ، ادب الكاتب ، ص 227 .
( 2 ) صولى ، 36 .
( 3 ) دانى ، المحكم ، ص 172 و بنگريد به : صفحات 125 ، 140 ، 153 ، 157 ، 158 ، 166 ، سليمان بن نجاح ، لوح 5 .
( 4 ) كتاب الكتاب ، ص 32 و نيز بنگريد به : صفحات 10 ، 14 ، 17 ، 34 .
( 5 ) عقيلى ، المختصر فى مرسوم المصحف الكريم ( خطى ) ، دار الكتب المصرية ، ( 260 بخش قراءات ) از اين كتاب ميكرو فيلمى در معهد المخطوطات العربية وجود دارد ، لوح 2 .