از اين بحثها مطالب زير به دست مىآيد :
1 . نگارش عربى ، در شكل متاخر خود كه در سنگ نوشتههاى عربى جاهلى ديده مىشود ، همان تطور نگارش نبطى است كه به نوبهء خود از خط آرامى گرفته شده است و اين مىرساند كه نگارش عربى با مجموع كتابتهاى سامى ارتباط دارد . فرق نمىكند كه اين تطور ، در شمال جزيرهء عربى و شهرهاى انباط و سينا انجام گرفته باشد ، يا در حيره و اطراف عراق و يا در شهرهاى حجاز .
2 . در نتيجهء همين ارتباط ميان كتابت عربى و نگارشهاى سامى است كه كتابت عربى ، بسيارى از ويژگيهاى نگارشهاى سامى به طور عام ، و نبطى به شكلى خاص را دارد ، از اين رو علامت واحدى براى چندين حرف ، قرار داده شده و اين حالت ، تا نيمهء دوم قرن اوّل هجرى ادامه داشت كه در آن زمان ، براى تشخيص حروف ، نقطه گذارى مرسوم شد .
همچنين در كتابت عربى ، در اين مرحله ، هيچ گونه اشارهاى به حركتهاى كوتاه نبود و نيز اشاره به فتحهء بلند در وسط كلمه تا مدتها جا نيفتاده بود .
3 . معلوم شد كه كتابت عربى ، مدتها پيش از اسلام مورد استفاده بود و روايتهاى عربى تاكيد دارند كه در اطراف عراق و به ويژه حيره ، اين كتابت استعمال مىشده و شايد در همين استعمالها بود كه قواعد آن ، جا افتاد و مشخص شد ، و اين مىرساند كه انتقال كتابت عربى به حجاز اندكى پيش از اسلام ، ( اگر روايت آن درست باشد ) بدان معنا نيست كه استخدام آن جديد بوده و يا قواعد آن مستقر نشده بوده است ، و نبايد فراموش كنيم كه اين انتقال از محيطى به محيط ديگر ، اى بسا عاملى براى بقاى خصوصياتى از محيط قبلى باشد در حالى كه استعمال آن ، در محيط جديد از بين رفته است .
4 . تمام نگارشهاى الفباى ، از پاسخگويى به نيازهاى لغت و عناصر گفتارى قاصر است و بيشتر مظاهر باقى مانده از تلفظ قديم را حفظ كرده در حالى كه اكنون استعمال نمىشود ، و اين معنا ، بررسى تاريخ لغت و كتابت را براى فهم اين كمبودها ضرورى مىكند ، در اين بررسى نبايد زمان معينى را در نظر گرفت .
شايد بررسيهايى كه ما از تاريخ كتابت عربى و اصل پيدايش آن و رابطهاى كه با خطوط سامى دارد و ويژگيهاى اين كتابت پيش از رسم عثمانى ، با توجه به اسناد و در پرتو
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: غانم قدوري الحمد
ص٨٠