و بدين گونه هم پيشينيان و هم نويسندگان جديد ، اتفاق نظر دارند كه نگارشهاى الفبايى از مبدء معينى حتى از مبدء صوتى كه غالبا بر اساس آن نباشد پيروى نكرده است ، زيرا كه لهجهء گفتارى همواره تغيير مىيابد و شكلهاى كلمات ، به همان صورت قديمى خود باقى مىماند .
بنابراين هجاى الفاظ غالبا صورت صحيح اصول كلمات را به آن شكلى كه حروف آن در قديم بوده ، نشان مىدهد و آن نسبت به الفاظ از اين نظر ، به موزهاى شباهت دارد كه آثار قديم در آن جمع شده است . « 1 »
در حوزهء تحقيقات جديد مربوط به آوا شناسى ، دانشمندان كوشيدهاند يك الفباى صوتى درست كنند ، تا بتوانند تمام صداهاى لهجهها را ضبط كنند . نخستين گروهى كه وارد اين ميدان شدند ، اروپاييان بودند كه روابط استعمارى آنها با ملتها ، سبب شد كه زبانهاى آنها را بشناسند « 2 » و تلاشهاى بسيارى انجام گرفت ، تا اينكه پژوهشگران توانستند به وضع يك الفباى صوتى موفق شوند . اين الفباء از حروف يكپارچهاى تشكيل شده كه در كتابت تمام زبانها ، در حوزه بحث علمى به كار گرفته مىشود .
شك نيست كه الفباى صوتى ، براى هدفهاى پژوهشى مناسب است ، ولى براى استعمال روزمره مناسب نيست و اين بدان جهت است كه پديدههاى صوتى ، در حال سخن گفتن ، ضبط دقيقى را طلب مىكند و در اين صورت علامتهاى اضافى بسيارى جمع مىشوند ، تازه اگر از تعداد بسيارى از حروفى كه غير از اين علامتهاست و ما را به زحمت مىاندازد ، صرف نظر كنيم ، « 3 » زيرا الفباى صوتى بين المللى :
(
International Phonetic Alphabet
) از صدها علامت تشكيل شده است . « 4 »
بنابراين ، كاستيها در تمام الفباها وجود دارد ، و نمىتوان مظاهر اين كاستيها را به دست آورد ، مگر اينكه از تاريخ لغت و كتابت بحث شود ، تا اصول اين شكلها و شناخت تطورى كه در لهجه پيش آمده ولى كتابت تابع آن نشده ، به دست آيد .
هامش
( 1 ) على عبد الواحد وافى ، علم اللغة ، ص 253 .
( 2 ) عبد الرحمن ايوب ، ص 7 .
( 3 ) محمود سعران ص 121 - 123 . تمام حسان ، اللغة بين المعياريه و الوصفيه ، ص 129 ، عبد الرحمن ايوب ، ص 7 - 10 .
( 4 ) . 140 .Berezin , p.