بقيه با كسره آن خواندهاند . « 1 »
در كنار اين قرائتهاى صحيح ، قرائتهاى شاذ و غير صحيح و ناشناختهاى را در مثالهاى شماره 1 ، 3 ، 5 ، 6 « 2 » آورده است و در مثالهاى شماره 7 و 8 ميان قرائتهاى صحيح و شاذ را خلط كرده است . « 3 » در اين موارد هر قرائتى كه ثابت شده است مورد اعتماد است و غير آن ناشناخته و غير معتبر است . خود گلدزيهر در مثال شماره 3 تصريح كرده كه حماد راوى ( أباه ) را با باء خوانده است . اين ملاحظه ما را به سخن گفتن از اصل قرائتهاى حماد و پديده تصحيف در نگارش عربى ، منتقل مىكند چون تاريخ لغت عربى مملو است از بسيارى از تصحيفهايى كه از طرف دانشمندان مشهور به عمل آمده است ، حتى در اين باره كتابهاى مستقلى نوشته شده و مثلا ابو احمد عسكرى لغوى ، دو كتاب در اين باره نوشته كه نخستين آنها مخصوص به اصحاب لغت و شعر و اهل نسب و دومين آنها مخصوص مطالبى است كه اصحاب حديث و راويان اخبار به آن نيازمند هستند . « 4 » از جمله اين كتابها كتاب حمزه اصفهانى تحت عنوان « التنبيه على حدوث التصحيف » مىباشد و محقق كتاب حمزه اصفهانى از هفت كتاب در اين موضوع نام برده است . « 5 »
قرائتى كه گلدزيهر به حماد راويه نسبت داده ، يك قرائت نيست بلكه از تصحيفات حماد در قرآن است . ابو احمد عسكرى « 6 » و حمزه اصفهانى « 7 » ذكر كردهاند كه حماد راويه روزى چنين خواند : ( و الغاديات صبحا ) و بشار نابينا از او نزد عقبة بن مسلم امير بصره سعايت كرد و گفت كه او هم با اينكه عرب را روايت مىكند ولى قرآن را بلد نيست غير از صوره فاتحه . عقبه او را امتحان كرد ، به اين صورت كه او را به قرائت در مصحف تكليف كرد ، پس او دچار چند تصحيف شد . عسكرى در كتاب « شرح ما يقع فيه التصحيف » گفته
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 254 .
( 2 ) بنگريد به : عبد الفتاح القاضى : القراءات فى نظر المستشرقين و الملحدين . مجمع البحوث الاسلاميّه 1392 ه 1972 م ص 98 ، 99 ، 101 ، 104 .
( 3 ) همان مصدر ، ص 107 ، 109 .
( 4 ) بنگريد به : ابو احمد عسكرى : تصحيفات المحدثين ، ص 2 .
( 5 ) بنگريد به : مقدمه تحقيق كتاب ، ص 5 .
( 6 ) تصحيفات المحدثين ، ص 42 و شرح ما يقع فيه التصحيف ، ص 12 .
( 7 ) التنبيه على حدوث التصحيف ، ص 6 - 5 .