تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
حافظترين مردم از كوفىها و آشناترين آنها به قرائتها بود ، ولى او گمان مىكرد كه قرائت هر چيزى كه در قرآن از لحاظ قواعد عربى درست باشد و با خط مصحف مطابق باشد ، صحيح است اگر چه نقل نشده باشد . ولى اين نظريه او رد شد و دانشمندان زمان او روى در روى ايستادند تا جايى كه او را به توبه وادار كردند و او از بدعت خود برگشت . ابو طاهر عقيلى گفته است : از چيزهايى كه بايد به آن توجه داشت و برخى از مردم در آن دچار اشتباه شده‌اند ، اين است كه بدانيم كه اختلاف قراء به خاطر اختلاف در رسم نبوده و اختلاف در رسم هم در هيچ شهرى مربوط به اختلاف اهل آن شهرها نبوده است ، زيرا كه قرائت آنها به طور شفاهى از پيشوايان آنها دريافت شده و سند آن تا پيامبر رسيده است و خداوند عصرى از عصرها را از زمان صحابه به اين طرف از كسانى خالى نگذاشته كه درباره كتاب عزيز خود به وظيفه خود به نحو احسن قيام كنند و در مشكلات ، مردم را يارى دهند ، و اين به جهت وعدهء خداوند است كه مىفرمايد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
( حجر 15 / 9 ) « 1 » . اگر گلدزيهر نظريه خود را بر تصحيفات حماد و امثال او پايه گذارى كرده باشد ، براى خدا و رسول او الزامى در اين باره نيست ، و اگر او نظريه خود را بر اساس وجوه متعدد قرائتهاى صحيح ابراز كرده باشد ، كسى منكر رخصتى نيست كه خداوند به بندگان خود داده است . و گلدزيهر در هر دو حالت از راه مستقيم دور شده و به سست‌ترين سببها و ضعيف‌ترين دليلها چنگ زده است . اگر گلدزيهر به خاطر روحيه و فرهنگ خاص خود و دورى از قرآن و تاريخ آن ، معذور باشد ، چگونه است كه مردمى كه خود را اهل اين دين مىدانند ، آنچه را كه اين مستشرق و ياران او در تفسير تاريخ اسلام به طور عام و تاريخ قرآن به طور خاص گفته‌اند ، تكرار مىكنند ؟ قرآن كريم روزى كه نازل شد و يا هر روز ديگر ، يك سنگ نوشته‌اى نبود كه باستان شناسان آن را در خرابه‌هاى قومى دور دست پيدا كرده باشند تا حل رموز و طلسم‌هاى آن اقتضا كند كه آن را به مستشرقان عرضه كنيم تا آنها در قرائت و تفسير آن دچار اختلاف شوند ، بلكه قرآن وحى است و پيامبر بزرگوارى آن را دريافت كرده و براى مردم تلاوت
هامش
( 1 ) بنگريد به : مختصر ما رسم فى المصحف الشريف ، لوح 22 .