با الف و تخفيف راء و بقيه بدون الف و با تشديد راء خواندهاند . « 1 »
2 .
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ
( لقمان 31 / 18 ) ابن كثير و عاصم و ابن عامر و يعقوب با تشديد عين و بدون الف و بقيه با تخفيف آن و الفى پيش از آن خواندهاند . « 2 »
سابقا گفتيم كه فتحه بلند در آخر بسيارى از كلمات به صورت ياء نوشته شده و آن در خط ياء ، ولى در تلفظ فتحه بلند است . در اين زمينه هم قرائتهاى مختلفى روايت شده كه كلمه را با ياء نوشتهاند و در تلفظ فتحه بلند و يا ياء خواندهاند و هر دو قرائت موافق با رسم است . از جمله مثالهاى آن موارد زير مىباشد :
1 .
لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ
( يونس 10 / 11 ) ابن عامر و يعقوب با فتحه قاف و ضاد و تبديل ياء به الف و نصب « جلهم » و بقيه با ضمه قاف و كسره ضاد و فتحه و رفع « اجلهم » خواندهاند . « 3 »
2 .
لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ
( نحل 16 / 37 ) كوفىها با فتحه ياء و كسره دال و بقيه با ضمه ياء و فتحه دال خواندهاند . « 4 »
3 .
كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ
( شورى 42 / 3 ) ابن كثير با فتحه حاء به صورت فعل مجهول خوانده و بقيه با كسره حاء به صورت معلوم خواندهاند . « 5 »
از آنجا كه دو علامت واو و ياء علاوه بر اينكه نماينده دو حرف صامت هستند ، صداى ضمه و كسره بلند را هم نشان مىدهند ، اين امر نيز زمينه را براى قرائتها فراهم نمود كه كلمه را با واو و ياى صامت و يا دو حركت بلند بخوانند و هر دو قرائت هم موافق خط مصحف است ، از جمله آنهاست : ( موص و موصّ ) « 6 » و ( روح و روح ) « 7 » و
إِنْ تَوَلَّيْتُمْ
( محمد 47 / 22 ) كه رويس با ضمه تاء و واو و كسره لام خوانده و بقيه با فتحه هر سه خواندهاند . « 8 »
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 266 .
( 2 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 346 .
( 3 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 282 .
( 4 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 304 .
( 5 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 367 .
( 6 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 226 .
( 7 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 383 .
( 8 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 374 .