6 .
مَطْلَعِ الْفَجْرِ
( قدر 97 / 5 ) كسايى و خلف با كسره لام و بقيه با فتحه آن خواندهاند . « 1 »
و از جمله مثالهاى اختلاف حركات در آخر كلمهها موارد زير است :
1 .
فَتُذَكِّرَ
( بقره 2 / 282 ) حمزه با رفع راء و بقيه با فتحه آن خواندهاند . « 2 »
2 .
وَ يَجْعَلْ لَكَ
( فرقان 25 / 10 ) ابن كثير و ابن عامر و ابو بكر با رفع لام و بقيه با جزم آن خواندهاند . « 3 »
3 .
فَتَنْفَعَهُ
( عبس 80 / 4 ) عاصم با نصب عين و بقيه با رفع آن خواندهاند . « 4 »
4 .
الْأَرْحامَ
( نساء 4 / 1 ) حمزه با كسره ميم و بقيه با نصب آن خواندهاند . « 5 »
5 .
وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً
( نساء 4 / 11 ) دو قارى مدينه با رفع و بقيه با نصب آن خواندهاند . « 6 »
6 . ( هذا يوم ينفع ) ( مائده 5 / 119 ) نافع با نصب ( يوم ) و بقيه با رفع آن خواندهاند . « 7 »
كتابت عربى در بيشتر حالات ، فتحه بلندى را كه در وسط كلمه باشد نشان نمىداد ، و همين طور بود ضمه و كسره بلندى كه به ترتيب به واو و ياء متصل بودند ، به اضافه اينكه علامتهاى اين حركات سه گانه بخصوص علامت كسره بلند گاهى در آخر كلمه حذف مىشد و به نظر مىرسد كه تأثير ننوشتن علامت فتحه بلند وسطى ، در فراهم آمدن شرط موافقت با رسم در بيشتر قرائتها از تأثير ننوشتن علامت ضمه بلند و كسره بلند بيشتر بوده است .
اينك چند مثال از قرائتهاى مختلفى را كه در اثر اين پديده به وجود آمده و مربوط به فعل مضارع و امر و ماضى و اسمهاى مفرد و جمع مىباشد ، در زير مىآوريم :
1 .
وَ ما يَخْدَعُونَ
( بقره 2 / 9 ) نافع و ابن كثير و ابو عمرو آن را با ضمّ ياء و الفى بعد از خاء و كسره دال خواندهاند ، و بقيه با فتحه ياء و سكون خاء و فتحه دال بدون الف
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 403 .
( 2 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 236 .
( 3 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 333 .
( 4 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 398 .
( 5 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 247 .
( 6 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 247 .
( 7 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 256 .