همچنين است حال در ياءهايى كه در رسم حذف شدهاند ولى در اثبات يا حذف آنها در مقام وصل يا وصل و وقف هر دو ، اختلاف شده است ، مانند ( الداع ، الجوار ، المناد ، التناد ، يأت ، يسر ، نبغ ) و نظير آنها . كسى كه اين كلمات را با حذف ياء خوانده به طور تحقيق با خط مصحف موافقت كرده و كسى كه ياء را اثبات نموده به صورت تقديرى و فرضى با خط موافقت كرده است . « 1 » و باز مانند آن است وصلهاى ضمير مفرد مذكر در صورتى كه مضموم باشد و ما قبل آن واو ساكن باشد و يا مكسور باشد و ما قبل آن ياى ساكن باشد در قرائت ابن كثير در صورت وقف ، صله حذف مىشود « 2 » .
علامت الف در كتابت عربى نشان دهنده همزه است ، خواه همزه قطع باشد يا همزه وصل ، و نيز همان علامت نشان دهنده فتحه بلند است . و اين حقيقت نيز زمينه را براى اختلاف قرائتها فراهم كرده در حالى كه شرط موافقت رسم را هم دارد . از جمله مواردى كه در آنها اختلاف شده كه آيا همزه قطع است يا همزه وصل موارد زير است :
1 .
قالَ أَعْلَمُ
( بقره 2 / 259 ) حمزه و كسايى با وصل و سكون ميم بنابر اينكه فعل امر است خواندهاند و در ابتداى كلام همزه وصل را مكسور مىكنند و بقيه همزه را همزه قطع مىدانند و كلمه را بنا بر اينكه خبر باشد مرفوع مىخوانند . « 3 »
2 .
وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا
( مؤمن 40 / 46 ) ابن كثير و ابو عمرو و ابن عامر و ابو بكر « ادخلوا » را با همزه وصل و ضمه خاء خواندهاند و در ابتداى كلام همزه را مضموم مىكنند و بقيه همزه را همزه قطع و در هر دو حال مفتوح و خاء را مكسور مىدانند . « 4 »
3 .
انْظُرُونا
( حديد 57 / 13 ) حمزه ، همزه را قطع و مفتوح و ظاء را مكسور مىخواند و بقيه همزه را وصل و ظاء را مضموم مىدانند . « 5 »
از مثالهاى اختلاف در الف كه آيا همزه است يا فتحه بلند ، موارد زير است :
1 .
وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ
( نمل 27 / 87 ) حمزه و خلف و حفص با فتحه تاء و قصر همزه و
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 161 ، 180 و بنگريد به : ابو بكر الانبارى : ج 1 ، ص 233 به بعد .
( 2 ) بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 29 .
( 3 ) ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 131 .
( 4 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 365 .
( 5 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 384 .