تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
اينكه در روايت صحيحى آمده باشد و يا بسيارى از قرّاء آن را خوانده باشند . » تمام اين اخبار و روايات بر يك چيز تأكيد دارند و آن اينكه قرائتها در اثر اجتهاد قاريان يا اعمال نظر آنان در حمل كلام به مناسب‌ترين شكل آن ، نبوده است « 1 » بلكه اين قرائتها از صحابه روايت شده آنها نيز به نوبه خود قرآن را از پيامبر ( ص ) اخذ كرده‌اند و بر او قرائت نموده‌اند . ابن الجزرى مىگويد « 2 » : « اگر كسى گمان كند كه پيشوايان قرائت ، حروف قرآن را بدون تحقيق و بدون آگاهى و بدون توقيف نقل مىكنند ، درباره آنها چيزى را گمان كرده كه آنها از آن بيزار و منزه هستند . » و در جاى ديگرى مىگويد : « به خداوند پناه مىبريم از اينكه قرآن از روى رأى و حرص خوانده مىشود . آيا براى يك مسلمان جايز است آنچه را كه در كتابت ديده بدون نقل قرائت كند ؟ » « 3 » اين ركن اساسى در قرائت صحيح ، تنها يك سلسله سخنانى نيست كه در زبانها تكرار و در كتابها نوشته مىشود بلكه پشت سر آن ، كوششهاى فراوانى است كه در دريافت قرائتها و عرضه آنها وجود دارد . و كافى است كه انسان به مقدمه‌هاى كتابهاى نوشته شده در علم قرائت نگاه كند آنجا كه مؤلفان ، نامهاى روات و رجالى را آورده‌اند كه قرائتهاى موجود در كتاب خود را از آنها نقل كرده‌اند . اگر انسان نگاه كند نمونه عالى دقت و ضبط را خواهد ديد كه به غايت خود رسيده است « 4 » . من به قطعه‌اى از كتاب « القراءات » ابو عبيد قاسم بن سلام ( متوفى 224 ه ) آگاهى يافتم كه آن را علم الدين سخاوى ( متوفى 643 ه ) در كتاب خود « جمال القرّاء » « 5 » آورده و در آن از طبقات قراء از زمان پيامبر ( ص ) تا زمان خودش ، سخن مىگويد ، و شايد اين قطعه قسمتى از مقدمه كتاب « القراءات » ابو عبيد باشد و آن ، در بيان تاريخ قرائت در دو قرن اول و دوم هجرى و بيان كيفيت نقل قرائتها و ذكر پيشوايانى كه در قرائت و روايت آن در هر عصرى و در هر شهرى زحمت كشيده‌اند ، اهميت فراوانى دارد . اهميت اين متن وقتى
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن تيميه : التفاوى ، ج 1 ، ص 319 . ( 2 ) النشر ، ج 2 ، ص 214 . ( 3 ) همان مصدر ج 2 ، ص 263 . ( 4 ) بنگريد به : دكتر عبد الفتاح شلبى : رسم المصحف ، ص 47 . ( 5 ) از برگ 148 ب تا برگ 150 ب .