محافظت كنم چنين مىخواندم . » « 1 » و ابن مجاهد بارها گفته است كه ابوبكر بن عياش يكى از راويان عاصم در فلان مورد قرائت عاصم را حفظ نكرده است ، مثلا در آيه
ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها
( انعام 6 / 109 ) ابن مجاهد مىگويد « 2 » : « يحيى از ابوبكر بن عياش نقل كرده كه او نمىداند كه عصام چگونه قرائت مىكرده با كسره يا با فتحه » و مىبينيم كه خود ابن مجاهد تصريح مىكند كه نمىداند بعضى از قراء فلان حرف معين را چگونه قرائت مىكردهاند .
مىگويد : « نزد من از ابوبكر از عاصم درباره كلمه ( فيقول ) مطالبى وجود ندارد . « 3 » » و اين آيه :
وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ
( نور 24 / 11 ) در « السيرة النبويّه » تأليف ابن هشام ( متوفى 213 و گفته شده 218 ه ) آمده و به دنبال آن گفته است : « گفته مىشود كبره و كبره در روايت آمده ولى آنچه در قرآن است ( كبره ) با كسره است » « 4 » .
چنين نگرشى بر قرائتها منحصر به متخصصان قرائت نبود بلكه آن را از همان آغاز نزد دانشمندان علوم عربى هم مىبينيم . اين سيبويه شيخ نحويها و پيشواى مطلق آنهاست كه پس از ذكر وجه محتملى در آيهاى از قرآن مىگويد : « جز اينكه نبايد با قرائت مخالفت كرد چون قرائت سنت است . » « 5 » و زجاج در اول كتاب خود « اعراب القرآن و معانيه » وقتى از حركت كلمه ( الحمد ) در اول سوره فاتحه صحبت مىكند مىگويد « 6 » : « در قرآن آن را جز با رفع نمىتوان خواند ، زيرا كه در قرآن بايد از سنت پيروى شود و جز بر روايت صحيحى كه قرّاء موثق و معروف به ضبط آن را خواندهاند ، اعتنا نمىشود . » و در جايى ديگرى از كتاب خود مىگويد « 7 » : « نمىتوان هر چيزى را كه جايز به نظر مىرسد قرائت نمود ، مگر
هامش
( 1 ) معانى القرآن ، ج 3 ، ص 35 .
( 2 ) السبعة ، ص 265 و مانند آن را در ص 629 ببينيد .
( 3 ) همان مصدر ، 463 .
( 4 ) السيرة النبويه ، قسمت دوم ، ص 303 .
( 5 ) الكتاب ، چاپ بولاق ، ج ، 1 ، ص 74 در چاپى كه با تحقيق عبد السلام هارون ( دار القلم ، 1966 ، ج 1 ، ص 148 ) منتشر شده چنين آمده است : « جز اينكه نمىتوان با قرائت مخالفت كرد چون قرائت سنت است و زركشى در البرهان ، ج 1 ، ص 322 نقل كرده كه سيبويه در الكتاب درباره آيهما هذا بَشَراً( يوسف 12 / 31 ) گفته : « بنى تميم آن را با رفع مىخوانند مگر كسى كه بداند كه در مصحف چگونه آمده است .
( 6 ) ص 6 .
( 7 ) همان مصدر ، ص 13 .