وضع كرده با همان رنگ مركب حروف علامت گذارى شده است ، به اين صورت كه فتحه الف كوچك خوابيده بر روى حرف ، و كسره مانند فتحه در زير حرف ، و ضمه واو كوچك بالاى حرف ، و تشديد به شكل سرشين ، و همزه به شكل سر حرف عين با همان مركب نوشته شده است ، و چون خواسته شده كه اين مصحف مطابق با قرائت ديگر هم ضبط شود ، « 1 » نقطه گذار ، روشن نقطههاى گرد تو خالى را به كار برده و از دو رنگ استفاده كرده است : يكى رنگ قرمز براى حركات و تنوين ، به اين صورت كه فتحه نقطهاى بالاى حرف و ضمه نقطهاى مقابل حرف است ، ولى كسره همه جا نقطهء توخالى نيست بلكه نقطهگذار آن را گاهى مانند فتحه ولى در زير حرف و با رنگ قرمز نوشته است ؛ يعنى آن را مانند كسرهاى كه در آغاز با رنگ مركب حروف ضبط شده قرار داده است . دوم رنگ لاجوردى كه همزهها را با آن نوشته و آنها را نيز نقطههاى گرد تو خالى قرار داده است .
آنچه از روشهاى پيشوايان قرائت درباره نقطهگذارى حركتهاى سهگانه بيان كرديم ، مربوط به حركتهاى اشباع شده و آشكار است ، و در مورد نشان دادن حركتهاى « مختلسه » و « مخفاة » و « مرامه » و « مشمّه » « 2 » دانى روشهاى قراء را در نقطهگذارى آنها تا عصر خودش نقل كرده ، به اين صورت كه به حركت مختلسه و مخفاة و مرامه با نقطههاى گرد ، و به حركتهاى آشكار با علامتهاى خليل كه همان حروف كوچك است ، اشاره مىشود . با اين نقطهها و حروف سهگانه ميان حالتى كه صداى حركت به طور كامل ادا نمىشود و لفظ با آن اشباع نمىگردد و حالتى كه صدا كامل است ، فرق گذاشته مىشود و بدين گونه تلفظ به وسيله اين علامتها مشخص مىگردد و دو جنس از حركت از هم شناخته مىشود و دو نوع آنها آشكار مىگردد و به اين سبب حقيقت آنها روشن مىشود . « 3 »
درباره حركت « مشمّه » بايد بگوييم كه معناى اشمام در اينجا با معناى آن كه پيشتر در
هامش
( 1 ) آقاى حفنى ناصف معتقد است كه اين مصحف بر اساس بيش از يك قرائت ضبط شده است ( تاريخ الادب ، ص 94 ) .
( 2 ) اين چهار حالت مربوط به حركتهايى است كه به وضوح تلفظ نمىشوند « مختلسه » حركتى است كه اصلا تلفظ نمىشود ( حركت ربوده شده ) « مخفاة » حركتى است كه تلفظ آن با اخفاء انجام مىگيرد . « مرامه » حركتى است كه يك درجه واضحتر از قبلى است و « مشمّه » واضحتر از مرامه مىباشد .
( 3 ) المحكم ، ص 47 - 46 و نيز بنگريد به : تنسى : برگ 16 ب .